بهترین نامه های عاشقانه ورمانتیک جهان

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک جهان

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک جهان

بهترین نامه های عاشقانه

یادمان باشد بهتر است عاشق شویم یا حتی شکست بخوریم اما بی عشق از این دیار خاکی نرویم

 

\"بهترین

نوشته خرداد ۱۳۷۹به روز رسانی جمعه ۱۲ آذر ۱۳۸۹

نوشته دکتر مازیار میر محقق و پژوهشگر

#مازیارمیر

بازدید ها: ۱۳۹۷۴۸

#آموزش_بدون_پاورپوینت

عشق هیچ حصاری نمی‌شناسد. از موانع پرش می‌کند، از نرده‌ها عبور می‌کند، در دیوارها

رخنه می‌کند تا با امید کامل به مقصد خود برسد.

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک جهان

در این مقاله ایده های بسیار جذاب و رمانتیکی برای نوشتن نامه عاشقانه و یا همسر و…. عاشقانه به نظر شما می رسد شماهم برای

اگر نامه ای برای  عشق زندگی تان اگر نوشته و یادیده و خوانده اید با ما به اشتراک بگذاریددر این مقاله ما سعی نموده ایم که

جملات زیبا یی برای شروع و پایان نامه های عاشقانه و….. برای شما جمع کنیم .

….تقدیم به عشق ابدی من

…. تقدیم به تنها عشق زندگیم

قلبم را تقدیم ات می کنم تا بدانی بی ریاترینم

اشکی برای اندوهت می ریزم تا بدانی پر احساس ترینم

شوق وصالت حس بسیار غریبی است

برایت ترسیم می کنم حس خوشبختی را تا بدانی خوشبخت ترینم

موجی از عشق را بر ساحل وجودت می فرستم تا بدانی عاشق ترینم

شعرم را تقدیم ات می کنم تا بدانی که من ساده ترینم …

 

\"بهترین

مردان همیشه می‌خواهند اولین عشق یک زن  و

زنان می‌خواهند آخرین عشق مرد باشند

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک جهان

 

آنچه به تو می‌دهم عشق من نیست؛بلکه تو خود، عشق منی.تویی که عشق را در من بیدار می‌کنی و اگر بخواهم این نکته را آشکارتر

بگویم، می‌بایست گفته باشم که

من “زنی” نمی‌جویم،

من جویای آیدا خویشم.

آیدا را می‌جویم تا زیباترین لحظات زندگی را چون نگین گران‌بهایی بر این حلقه‌ی بی‌قدر و بهای روزان و شبان بنشاند.

آیدا را می‌جویم تا با تن خود رازهای شادی را با تن من در میان بگذارد.

آیدارا می‌جویم تا مرا به “دیوانگی” بکشاند؛که من در اوج “دیوانگی” بتوانم به قدرت‌های اراده‌ی خود واقف شوم؛که من در اوج غرایز

برانگیخته‌ی خود بتوانم شکوه انسانیت

را بازیابم و به محک زنم؛ که من بتوانم آگاه شوم.

دست‌های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممکن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟

کوچکترین لبخند تو مرا از همه‌ی بدبختی‌ها نجات می‌دهد. کوچک ترین مهربانی تو مرا از نیروی همه‌ی خداها سرشار می‌کند … یقین

داشته باش که احمد تو مفلوک و شکست خورده نیست.

تمام ثروت‌های دنیا، تمام لذت‌های دنیا، تمام عالم وجود، برای من در وجود ” آیدا ” خلاصه می‌شود. تو باش، بگذار من به روی همه‌ی

آن‌ها تف کنم. بگذار به تو نشان بدهم که عشق، عجب معجزه‌ای است. تو فقط لبخند بزن. قول بده که فقط لبخند بزنی، امیدوار باشی

و اعتماد کنی. همین با این که وقت تنگ است و کار بی انتهاست، با این که باید از حالا (به نظرم ساعت از نیم بعد از نصف شب

گذشته باشد) شروع به کار کنم، و با این که هر دقیقه را باید غنیمت بشمرم، نمی توانم خودم را راضی کنم که چند سطری برایت

ننویسم و با آن که هم الان یک ساعت هم نیست که از تو دور شده ام، بی تو باشم.

 

\"بهترین

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک جهان

عشق رویایی من!

بدترین روزهای عمرم را می گذرانم. فشار تهی دستی و فشار آن زن بی انصاف بی رحم از طرف دیگر، فشار بانک که پول سفته اش رامی خواهد و فشار بی غیرتی و وقاحت این مرد شارلاتان که دو ماه عمر مرا به امروز و فردا کردن تلف کرده است، همه مرا در منگنه گذاشته اند.

از صفر می باید شروع کنم، اما برای آن که به صفر برسم خیلی باید بکوشم. مع ذلک نفس گرم تو، وجود تو، عشقت و اطمینانت مرا نیرو می دهد. پر از امید و پر از انرژی هستم. تو را دارم و از هیچ چیز غمم نیست. از صفر که هیچ، از منهای بی نهایت شروع خواهم کرد و از هیچ چیز نمی ترسم. من در آستانه ی مرگی مأیوس، در آستانه ی “عزیمتی نابهنگام” تو را یافتم؛ وقتی تو به من رسیدی من شکست مطلق بودم، من مرده بودم. پس حالا دیگر از چه چیز بترسم؟

دست های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممکن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟ کوچکترین لبخند تو مرا از همه ی بدبختی ها نجات می دهد. کوچک ترین مهربانی تو مرا از نیروی همه ی خداها سرشار می کند… یقین داشته باش که احمد تو مفلوک و شکست خورده نیست. تمام ثروت های دنیا، تمام لذت های دنیا، تمام عالم وجود، برای من در  وجود “آیدا” خلاصه می شود. تو باش، بگذار من به روی همه ی آن ها تف کنم. بگذار به تو نشان بدهم که عشق، عجب معجزه یی است. تو فقط لبخند بزن. قول بده که فقط لبخند بزنی، امیدوار باشی و اعتماد کنی. همین! تمام بدبختی های من، بازیچه ی مضحک و پیش پا افتاده یی بیش نیست. تمام این گرفتاری ها فقط یک مگس مزاحم است که با تکان یک دست برطرف می شود…

بدبختی فقط هنگامی به سراغ من می آید که ببینم آیدای من، لبخندش را فراموش کرده است. فقط در چنین هنگامی است که تلخی همه ی بدبختی ها قلب مرا لبریز می کند.

عشق مانند باد است
شما نمی توانید آن را ببینید
اما پیوسته حس زیبای انرا با تمام وجود احساس می کنید

\"بهترین

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک جهان

آه محبوبه من تو رفتی به خدا! و من به سختی می توانم آن را باور کنم زیرا عادت ندارم هرگز و هیچکسی مرا ترک کند. اما من متعجبم که چرا هیچ کس قبلاً این کار را نکرده است. تنها چیزی که من به آن اهمیت می دهم – صادقانه به خدا – این است که تو خوشحال باشی و برایم اهمیتی ندارد که با چه کسی خوشبختی را پیدا کنی.

منظورم تا زمانی است که او مردی دوستانه باشد و با شما خوب و مهربان رفتار کند. اگر این کار را نکند من با چکش و کلینکر به سراغش می روم. شاید چشم خدا به گنجشک باشد اما چشم من همیشه به تو خواهد بود. هیچگاه فضایل عجیب خود را فراموش نکنید. هرگز فراموش نکنید که در زیر آن روکش زبان پر سر و صدا، یک بانوی قابل توجه و پاکیزه وجود دارد… سعی کنید و مراقب خود باشید. عشق زیاد.

 

از ماده و روح!

چه قدر جای تو، این جا، در کنار من، توی نگاه من، خالی است… گو این که لحظه یی بی تو نیستم. خودت بهتر می دانی: من، برای

آن که از خودم خبری بگیرم، باید از تو شروع کنم! -نفسی نمی کشم مگر این که با یاد تو باشد؛ قلبم نمی تپد مگر این که یادش باشد

زندگی دوباره را از کجا شروع کرده است؛ مگر این که یادش باشد برای چه می تپد.

آه که اگر فقط این دوری اجباری از تو نبود، اگر فقط تو را در کنار خود داشتم، می توانستم بگویم که آرام ترین، شادترین و امیدوارترین

روزهای عمرم را می گذرانم. ….

دیشب ناگهان یاد نقشه یی افتادم که برای خانه مان کشیدیم و تو فورا آن را بردی که بایگانی کنی. _ چه قدر تو بامزه ای. باری غرق

رویای آن خانه شدم. تا به حدی که وقتی به خودم آمدم، انگاری سال ها در آن خانه، بر فراز تپه یی بر دامنه ی کوههای پوشیده از

جنگل زندگی کرده ام!

 عشق و شعر و امید و نشاط و سرود زندگی من!

عشق یگانه،عشقم بی همتای من!

نه تنها هیچ چیز نمی تواند میان ما جدایی بیفکند، بلکه هیچ چیز نخواهد توانست میان آنچه من و تو هستیم و وجودی یگانه را

تشکیل می دهیم، باعث احداث تویی  و منی بشود… من و تویی در میانه نیست، و اگر جسم نباشد روحی نمی تواند بود و اگر روح

نباشد جسمی نیست.

قلب من فقط به این امید می تپد که تو هستی، تویی وجود دارد که من می توانم آن را ببینم، او را ببویم، اورا ببوسم، او را در آغوش

خود بفشارم و او را احساس کنم.

من بزرگ ترین،خوشبخت ترین،مقتدرترین و داراترین مرد دنیا هستم!

بزرگترین مرد دنیا هستم، زیرا بزرگ ترین عشق دنیا در قلب من است…

عشق، بزرگ ترین خصلت انسان است؛ پس من که عشقی چنین بزرگ در دل دارم چرا بزرگترین مرد دنیا نباشم

عشق زیبایی و نیروی بی حد و حصر است و اگر مهارش کنیم نابودمان می کندو اگر بخواهیم اسیرش کنیم برده اش می شویم و اگر بخواهیم درکش کنیم ما را به بیراه می برد و تاابد تنهایمان می گذارد.

\"بهترین

نامه عاشقانه لودویگ فان بتهوون به نامزدش

فرشته من، تمام هستی و وجودم، جان جانانم. امروز تنها چند کلمه، آن هم با مداد برایم نوشته بودی که تا قبل از فردا وضعیت

جا و مکان تو مشخص نمی شود. چه اتلاف وقت بیهوده ای! چرا باید این غم و اندوه عمیق وجود داشته باشد؟ آیا عشق ما

نمی تواند بدون اینکه قربانی بگیرد ادامه پیدا کند؟ بدون اینکه همه چیزمان را بگیرد؟ آیا می توانی این وضع را عوض کنی – اینکه

من تماما به تو تعلق ندارم و تو هم نمی توانی تمام و کمال از آن من باشی؟

چه شگفت انگیز است! به زیبایی طبیعت که همان عشق راستین است. بنگر تا به آرامش برسی، عشق هست و نیست تو را

طلب می کند و به راستی حق با اوست. حکایت عشق من و تو نیز از این قرار است. اگر به وصال کمال برسیم، دیگر از عذاب

فراق آزرده نخواهیم شد.

بگذار برای لحظه ای از دنیا و مافیها رها شده و به خودمان بپردازیم. بی گمان یکدیگر را خواهیم دید. از این گذشته نمی توانیم

آنچه را که در این چند روز در مورد زندگی ام پی برده ام در نامه بنویسم. اگر در کنارم بودی هیچ گاه چنین افکاری به سراغم

نمی آمد. حرف های بسیاری در دل دارم که باید تو بگویم.

آه لحظه هایی هست که حس می کنم سخن گفتن کافی نیست. شاد باش – ای تنها گنج واقعی من بمان – ای همه هستی

من! بدون شک خدایان آرامشی به ما ارزانتی خواهند داشت که بهترین هدیه است.

ارادتمند تو، لودویگ

به عشق ابدیم

بدون تو نمی توانم زندگی کنم. جز تو دیدار تو همه چیز را فراموش کرده ام، امگار زندگی ام دراینجا به پایان رسیده است. دیگر چیزی نمی بینم مرا در خودت ذوب کرده ای؟
حس می کنم در حال متلاشی شدن هستم… همیشه در حیرت بودم که چطور افرادی به خاطر دین شهید می شوند. از فکر آن بدنم به لرزه می افتاد. اما دیگر نمی لرزم. من هم می توانم به خاطر دینم شهید شوم. عشق دین من است. م توانم به خاطر آن بمیرم. می توانم به خاطر تو بمیرم. کیش من کیش مهر است و تو تنها اعتقاد من هستی. تو مرا با نیرویی که توان مقابله با آن را ندارم افسون کرده ای. جان کیتس

نامه های جبران خلیل جبران به ماری هسکل
ماری، ماری دلبندم، یک روز تمام کار کرده ام، اما نتوانستم پیش از شب به خیر گفتن به تو، به بستر بروم. آخرین نامه ی تو، یک
آتش ناب است، اسب بالداری که مرا به پشت می گیرد و به به جزیره ای می برد، جزیره ای که فقط ترانه های غریبش را می
شنوم، اما روزی آن را باز خواهم شناخت.
روزهایم سرشار از این نگاره ها و آواها و سایه هاست و آتشی نیز در قلبم، در دستانم است. این نیرو باید سراسر، برای من،
برای تو و برای آنانی که دوستشان داریم به نیکی تبدیل شود.
آیا تو آن را که در آتشدانی عظیم می سوزد و می گدازد، می شناسی؟ و می دانی که این شرر، هر موجود پلیدی را به
خاکستر دگرگون می کند و فقط انچه را که راست است، در روح برجا می گذارد؟
آه، هیچ چیز پر برکت تر از این آتش نیست

عشق یک رابطه دوستیه که گرفتار آتش شده، در ابتدا شعله اش زیبا و پر فروغ و پر حرارته اما هنوز سوسوی نوری دارد کم کم قلب های ما بالغ تر میشه و عشق به زغال تبدیل میشه و تاابد عمیق سوخته و ماندگاره

نامه عاشقانه جک لندن به نامزدش

آیا من گفتم که می توان انسان ها را در گروه هایی طبقه بندی کرد؟ خب اگر من هم گفته باشم بگذار آن را اصلاح کنم. این گفته در مورد همه انسان ها صدق نمی کند. تو را از خاطر برده بودم برای تو نمی توانم جایگاهی در این طبقه بندی پیدا کنم. تو را نمی توانم درک کنم. ممکن است لاف بزنم که از هر ده نفر، در شرایط خاص. می توانم واکنش نه نفر را پیش بینی کنم یا اینکه از هر ده نفر از روی گفتارها و رفتارها تپش قلب نه نفر را تشخیص دهم. اما به دهمین نفر که می رسم ناامید می شوم. فهم واکنش و احساس او فراتر از توان من است. تو آن نفر دهم هستی.
آیا هرگز دو روح گنگ، ناهمگون تر از ما به هم پیوند خورده اند؟! البته شاید احساس کنیم نقاط مشترکی داریم. اغلب چنین احساسی داری و هنگامی که نقطه مشترکی با هم نداریم باز هم یکدیگر را می فهمیم و در عین حال زبان مشترکی نداریم. کلمات مناسب به ذهن ما نمی رسد و زبان ما نامعلوم است. خدا حتما به لال بازی ما می خندد…
تنها پرتو عقلی که در کل این ماجرا دیده می شود این است که هر دوی ما طبعی عالی داریم. اینقدر عالی که همدیگر را درک کنیم. آری، اغلب همدیگر را درک می کنیم اما بسیار مبهم و تاریک. ماند ارواح که هرگاه در وجودشان شک کنیم، پیش چشم ما مایان می وند و حقیقت خود را بر ما نمایان می سازند. با این وجود خودم به آنچه گفتم اعتقاد ندارم (!) چرا که تو همان دهمین نفری که نمی توانم حرکات یا احساساتش را پیش بینی کنم.
آیا نامفهوم حرف می زنم؟ نمی دانم. به گمانم که این طور است. نمی توانم آن زبان مشترک را پیدا کنم. آری ما طبیعتا عالی هستیم. این همان چیزی است که ارتباط ما را اصولا امکان پذیر ساخته است. در هر دوی ما جرقه ای از حقایق جهانی وجود دارد که ما را به سوی هم می کشاند با این وجود بسیار با هم فرق داریم.

می پرسی چرا وقتی به شوق می آیی به تو لبخند می زنم؟ این لبخند قابل چشم پوشی است… نه؟ بیشتر از سر حسادت لبخند می زنم. من بیست و پنج سال

امیالم را سرکوب کرده ام. یاد گرفته ام به شوق نیایم و این درسی است که به سختی فراموش می شود. دارم این درس را فراموش می کنم اما این کار به کندی صورت

می گیرد. خیلی که خوشبین باشم فکر نمی کنم تا دم مرگ تمام یا قسمت اعظم آن را به فراموشی بسپارم.

اکنون که در حال آموختم درس جدیدی هستم، می توانم به خاطر چیزهای کوچک به وجد بیایم اما به خاطر آنچه از من است و چیزهای پنهانی که فقط و فقط مال من

است نمی توانم به شوق بیایم، می توانم. آیا می توانم منظورم را به طور قابل فهم بیان کنم؟ آیا صدای مرا می شونی؟ گمان نمب کنم. بعضی آدم ها خودنما هستند.

من سرآمد آنها هستم.

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک

هربار که با خودم تنها هستم، به چیز های شیرین زیادی فکر می کنم تا به تو بگویم اما وقتی با تو هستم از گفتن همه ی آن ها ناتوان می شوم.

این برای من ناراحت کننده است، بنابراین اکنون می خواهم افکارم را با این نامه به تو بگویم و ​​این هدیه ی ویژه را از قلب و روحم به تو تقدیم می کنم.

من تو را بیش تر از هر چیزی در این دنیا دوست دارم. من به تو مثل هوایی که تنفس می کنم احتیاج دارم. من به تو مثل همه موجودات زنده ای که به آب احتیاج دارند،

احتیاج دارم.

همانطور که یک کودک به مادر و پدرش احتیاج دارد… من به تو خیلی احتیاج دارم، عزیزم!

من تو را دوست دارم و دوست دارم خواهم داشت زیرا احساسات من نسبت به تو هرگز از بین نمی رود. عشق من جاودانه است، تا آخرین نفس من

من با تمام وجود و هر بار که قلبم می زند اعتراف می کنم که به تو احتیاج دارم. من روز به روز به تو احتیاج بیشتری دارم و می دانم که هیچ وقت نمی توانم بدون تو

خوشحال باشم.

امروز و همیشه، من به تو احتیاج دارم که کنارم باشی. من بدون تو باید چیکار کنم؟

من به تو مثل سیاره هایی که برای ادامه ی حیات به خورشید نیاز دارند تا یک روز دیگر زندگی کنند، نیاز دارم.

تو زندگی من هستی، همه چیز من!

از ته قلبم دوستت دارم

\"بهترین

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک

اولین نامه عاشقانه

نمی دانم از کجا شروع کنم، چون خیلی نمی توانم احساساتم را با کلمات بیان کنم اما می دانم که می خواهم بدانی چقدر دوستت دارم. می دانم که اغلب نمی گویم

دوستت دارم، اما باور کن که من تو را از ته قلبم دوست دارم.

من خیلی خوش شانس هستم که تو را در این دنیا پیدا کرده ام.

تو مانند چراغ روشنایی هستی که تاریک ترین مسیر زندگی من را روشن می کند. تو مانند یک فرشته ی نگهبان هستی که همیشه در کنارم هست تا مرا راهنمایی

کند و از من محافظت کند.

تو دلسوزترین، دوست داشتنی ترین و مهربان ترین انسانی هستی که در کل زندگی ام دیده ام. لبخند تو همیشه قلب من را گرم می کند و به روح من احساس

خوشبختی می دهد.

عزیزم، فقط می خواهم بدانی که من همیشه تو را گرامی خواهم داشت و به تو احترام می گذارم. تا آخرین روز زندگی ام کنارت می مانم و دوستت خواهم داشت. هیچچیز نمی تواند قلب من را از تپیدن برای تو باز دارد، هیچ چیز نمی تواند خاطرات گران بهایی را که با هم ساخته ایم از بین ببرد. هیچ چیز.

در این زندگی و زندگی بعدی، روح من در کنار روح تو خواهد بود، ما در پیوندی ناگسستنی گره خورده ایم که هیچ چیزی نمی تواند آن را از هم جدا کند.

این چیزی بیش از یک نامه عاشقانه است، عزیزدلم!

قلب من تا ابد مال توست.

برای تویی که قلبت پـاک است…

برای تو می نویسم……..

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست…

برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست…

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست…

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد…

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است…

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی…

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی…

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است …

برای تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است….

برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است…

برای تویی که عـشقت معنای بودنم است…

برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است…

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است……….

دوستت دارم تا ……..! نه…!

دیگر برای دوست داشتن هایم تایی وجود ندارد

بی حد و مرز دوستت دارم

سال نو بر نازنین دلم مبارک بی نهایت دوستتون دارم

 تقدیم به دختر گلم و همسر عزیز و دلبندم

\"بهترین

 

بهترین نامه های عاشقانه ورمانیتک

به تو و عشق تو ایمان دارم

عشق بی تو

من اگر روح پریشان دارم

من اگر غصه هزاران دارم

گله از بازی دوران دارم

دل گریان،لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

در غمستان نفسگیر، اگر

نفسم میگیرد

آرزو در دل من

متولد نشده، می میرد

یا اگر دست زمان درازای هر نفس

جان مرا میگیرد

دل گریان، لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

من اگر پشت خودم پنهانم

من اگر خسته ترین انسانم

به وفای همه بی ایمانم

دل گریان، لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

قبل از هر چیز برایت آرزو می‌کنم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد و پس از تنهاییت، نفرت از کسی

نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست و برخی دوستدارکه دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت

باشد و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد. درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند، که

دست کم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خود غره نشوی.

و نیز آرزومندم مفید فایده باشی، نه خیلی غیر ضروری تا در لحظات سخت،.وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است، همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.

همچنین برایت آرزومندم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند، چون این کار ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر

می‌کنند و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوارم اگر جوان هستی، خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیده‌ای، به جوان نمایی اصرار نورزی، و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی، چرا که هر سنی خوشی

و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی …..هر چند خرد بوده باشد…… و با روییدنش همراه شوی، تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

به علاوه امیدوارم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی و سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: \” این مال من است\” فقط برای اینکه روشن کنی

کدامتان ارباب دیگری است!

اگر همه این‌ها که گفتم برایت فراهم شد، دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم …

رئیس جمهور رونالد ریگان به بانوی اول نانسی ریگان
۴ مارس ۱۹۸۳

بانوی اول عزیز

می دانم که سنت بر این است که امروز صبح کارت های تبریک سالگرد را در سینی صبحانه شما می گذارم. اما همه چیز تا حدودی قاطی شده است. من یک هدیه را جایگزین کردم و آن را چند هفته پیش تحویل دادم.

هنوز هم این روز، روزی است که ۳۱ سال از چنین شادی برای مردان کمی است. یک بار به شما گفتم که مثل رویای یک نوجوان بود که ازدواج چگونه باید باشد. این تغییر نکرده است.

میدونی که من مزرعه رو دوست دارم اما این دو روز گذشته همه چیز رو واضح کرد من فقط وقتی اونجا هستی دوستش دارم. به این فکر کنید که در هر مکان و هر زمان صادق است. وقتی تو نیستی من جایی نیستم، فقط در زمان و مکان گم شده ام.

من بیشتر از اینکه دوستت داشته باشم، بدون تو کامل نیستم. تو برای من خود زندگی هستی وقتی رفتی منتظرم برگردی تا دوباره زندگی کنم.

سالگرد شما مبارک و متشکرم برای ۳۱ سال فوق العاده.

دوستت دارم

شوهر قدرشناس شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *