تجربیات کارآفرینی

تجربیات کارآفرینی

نوشته مازیار میر

 

به روز رسانی آذر۱۴۰۰

بارها وبارها داستان افراد به ظاهر موفق که با رانت و دزدی موفق شده اند را شنید یا در خصوصی برایم نقل کرده اید و از ناملایمات بمن گله فرموده اید به راستی داستان چیست؟
تجربیات کارآفرینی قصد تخریب یا توهین فرد با افرادی را ندارد و از جبهه گیری سیاسی هم فارغ بال است ما به وحدت رویه های علمی میپردازیم . مطمئن باشید گل بی خار وجود ندارد و برای رسیدن به موفقیت های گسترده خط پر خطری را باید انتخاب کرد هیاهو و زندگی امیخته های خطا است . چرا که بدون ریسک و خطر نمودن مخال است موفق شویم باید خطر کرد سونامی موفقیت یهویی بدجوری مثل خوره به جان جوانان افتاده است.
هرسوی منشور توسعه بهبود و راه اندازی کسب و کار امیخته سعی و تلاش مصاعف و ثروت است و در کمین تک تک ما شکست و خطا است زندگی همه ما تشکیل شده از بایدها و نبایدها استراتژی بازار شما چیست و بهترین راه کدام است در این مورد و …. هزاران متغییر وجود دارد هزار متغییر پیچیده که ماهر ترین دانشمندان هم از تحلیل و پیشبینی ان ناتوان هستند ما در تجربیات کارآفرینی قصد داریم هزار راه رفته و نرفته را بازگو می کنیم. شاید شما این تجربه را مد نظر قرار دهید. تجربیات کارآفرینی با کمک تک تک شما عزیزان قصد دارد قدرت پیش بینی جامعه کارافرین را اقزایش بهبود و توسعه ببخشد. داستانی در این خصوص از افسانه های قدیمی توجه مرابسیار جلب کرد….

#دو شاخهٔ درخت #

مدتها پیش در سرزمینی خشک، درختی خارق‌العاده روییده بود. این درخت خیلی کهنسال بود. می‌گفتند که عمرش به اندازهٔ عمر زمین است. میوه‌هایش نیز شگفت‌آور بودند، طلایی و درخشان همچون خورشید. میوه‌های درخت دوتا از شاخه‌ها را خم کرده بودند. اما متاسفانه کسی نمی‌توانست از این هدیهٔ آسمانی بهره‌ای ببرد، چون میوه‌های یکی از این شاخه‌ها سمّی بودند و کسی نمی‌دانست کدام شاخه چنین است هرکس به درخت می‌رسید، آب دهانش را قورت می‌داد، اما هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد به میوه‌ها دست بزند.
یک بار قحطی و خشکسالی پیش آمد. بهار با یخبندان همراه بود و درخت‌های میوه یخ زدند و از بین رفتند، تابستان نیز به قدری خشک بود که گندم ها همگی سوختند و از بین رفتند. فقط درخت پیر بود که با میوه‌های خوش رنگ و زیبایش سالم و سرحال مانده بود. روستایی ها دور درخت جمع شدند، به‌شدت دلشان می‌خواست از آن میوه‌ها بکنند و بخورند. باید امتحان می‌کردند: یا میوهٔ سمی را می‌خوردند و می‌مردند یا از گرسنگی می‌مردند و به میوه‌ها دست نمی‌زدند. با شک و تردید به دور درخت جمع گشتند. تا سرانجام پیرمردی که هیچ وابستگی به دنیا و زندگی نداشت، جرئت کرد امتحانی بکند. از یک شاخه میوه‌ای کند و به آن گاز بزرگی زد. همه به او نگاه کردند. دیدند که او جوید و جوید و بقیهٔ میوه را هم خورد. آنها هم هر یک میوه‌ای از همان شاخه کندند و خوردند. میوه گوشتی لذیذ داشت و هم گرسنگیشان را برطرف می‌کرد و هم تشنگیشان را. عجیب این بود که هرچه از میوه‌ها می‌چیدند، دوباره به همان اندازه میوهٔ تازه درمی‌آمد.
درطول چند روز، روستایی ها جشن برگزار کردند و به ترس گذشتهٔ خود خندیدند. نزدیک بود به خاطر آن یکی شاخهٔ سمّی از گرسنگی بمیرند!
بعدها فکر کردند این شاخهٔ مسموم را چرا نگه دارند؟ این شاخه که هم بی فایده هم خطرناک است! شب هنگام، تبری برداشتند و آن را بریدند.
صبح روز بعد، وقتی به سراغ درخت آمدند، دیدند همهٔ میوه‌های درخت بر زمین افتادند و دارند می‌گندند اما درخت، درختی که به کهنسالی زمین و خاک بود، خشک شده و کاملا از بین رفته بود.

درسهای یک کارآفرین موفق را بشناسیم

به عنوان یک مشاور عالی کسب و کار که سه دهه هم با تمام وجود کار کرده ام و هم به عنوان یک مشاور همراه کسب و کارهای مختلف کوچک و بزرگ در سرتاسر کشور بوده ام باید بگویم که هرگز زندگی کارآفرینان یرتر کشور خالی از ریسک خطر و بالا و پایین بودن نبوده است. اما آنچه بسیار مهم و حائز اهمیت بسیار است برقراری تعادل بین همه این موارد است و فرق بین کارآفرینان شکست خورده و موفق عدم برقراری همین تعادل است. به عنوان فردی که خود از نزدیک زندگی کارآفرینان زیادی را لمس نموده یا در پیرامون آن تحقیقات گسترده ای انجام داده است نکاتی را پیرامون این تعادل و یا عدم تعادل با شما عزیزان در میان خواهم گذاشت.

قدم اول کارآفرین شدن

اولین قدم در این راه شناخت است مخصوصا شناخت افراد مناسب و اشتباهی. یکی از روانشناسان برتر جهان معتقد بوده که ما به پنج نفری که اطراف ما هستند تبدیل خواهیم شد. ویژگی های افراد نزدیک ما آینده ما را رقم خواهند زد ۵نفر نزدیک شما که هستند. شاید بد نباشد در مورد نویسنده بدانید که نزدیکترین دوستان من مدیران ارشد کشوری دوست نزدیک من با افتخار نفر اول شطرنج و استاد شطرنج کشور است. نفر دیگر دانشجوی دکترای تحلیل داده که ادم فوق العاده ای است و پرچم دار قرمز و نسل اواخر هفتاد و دیگری از بزرگان رسانه و … به نظر شما آیا دوستان صمیمی و همکارانتان مفید هستند و یا مثل یک لنگر دارند شما را به پایین می کشند و یا از سرعت شما می کاهند و یا جهت حرکت شما را از موفقیت به سوی شکست تغییر داده اند. پاسخ با خودتان استیو پل جابز نمونه فوق العاده و استثنایی برای جذب و اعتماد سازی حداکثر آن هم با افراد سطح بالا و موفق است او در انتخاب نوابغ کارکشته بسیار حرفه ای عمل می کند.  انتخاب مایکل اسکالی بعنوان مدیر بازاریابی و فروش و استفاده از بهترینها و شاید پوشش حلقه آتش از افراد موفق و زبده یکی از ملیدی ترین رمز و رازهای استیو جابز فقید است.

قدم دوم

اگر نتوانسته‌ایم در کار تحصیل و زندگی خانوادگی به موفقیت و یا آرزوهای خود برسیم شاید علت این است که هرگز نتوانسته ایم با افراد درست و در محل مناسب با برنامه دقیق و حساب شده همکاری کنیم. مارک زاکر برگ خالق و مالک فیسبوک معتقد است که شخصیت‌های معروف و موفق بسیار زیادی را دیده‌ که به علت مصاحبت و هم‌نشینی با افراد حرفه ای و کارکشته و زبده توانسته‌اند به تمامی آرزوها و خواسته هایشان دست پیدا کنند. البته نکته بسیار استراتژیک و خاص در این میلن آن است که هرگز صبر نکنید تا این افراد به سراغ شما بیایند شاید این اتفاق هرگز به وقوع نپیوندد باید شما به سراغ آنها بروید یادتان باشد جوینده همیشه یابنده است.

قدم سوم

لطفا پیوسته نیروی واکنش سریع باشید. ریچاردسون خالق و مالک ویرجین رکوردز و اولین شرکت خصوصی سفرهای فضایی می گوید اگر غلط فکر می کنید و اگر بیش از حد فکر می کنید و عملی پشت افکارتان نیست. پس شما اساسا هرگز کارآفرین نخواهید شد. او می گوید هرچند فکر کردن بسیار مهم و خوب است اما من بیش از فکر کردن به افکارم و به رویاهایم جامعه عمل می پوشانم من هرگز از شکست نمی هراسم چراکه شکست را پیوسته راهی به سوی موفقیت تلقی می نمایم. یادتان باشد که برترین و مهم‌ترین تصمیم‌های کسب و کار و حتی زندگی را باید از روی غریزه و احساس پاسخ داد. البته یادمان باشد بدن شما باید از هزاران کیلومتری پول و بوی پول را حس کند تا در این تکنیک موفق شوید. پس لطفا و حتما فکر کردن را کنار گذاشته کمی هم از روی غریزه جلو بروید و تمام اوقات خود را به فکر کردن و مخصوصا افکار بیهوده اختصاص ندهید.

قدم چهارم

کارآفرینان برتر جهان همیشه به کار گروهی اعتقاد زیادی دارند. آنان معتقدند که اهمیت کار تیمی بی‌نهایت زیاد است و آن را اساسا بر کار فردی ترجیح می دهند. کارآفرینان برتر جهان سرلوحه و مرام خود را بر اساس کار تیمی بنا می نهند.  جف بیزوس خالق آمازون و کارآفرین موفق در سطح جهان . انتخاب برترین افراد جهان است که بتوانند در کنار دیگر نخبگان جهان با عرق به برند آمازون کار کنند.  شاید بد نباشد بدانید خالق آمازون برای استخدام سوالاتی در مورد کارتیمی از کاندیداهای خود می نماید و برای رد گم کردن و تغییر ذهنیت مدعوین می پرسد در ایالات متحده آمریکا چند پمپ بنزین وجود دارد….  به نظر می رسد توانایی ها و مهارت ها اولویت اول کارآفرینان برتر جهان نیست بلکه رفتار و منش و برخورد افراد اولویت مهم کارآفرینان است مخصوصا داشتن حس مثبت اندیشی و نگرش مثبت همچنین انتخاب افرادی که عطش سیری ناپذیر برای آموختن داشتن باشند ویژگی انتخاب اعضای  مناسب تیم است هر چند بسیار بسیار سخت است اما همین ویژگی تفاوت میان شرکت ها و کارافرینان برتر جهان است.

قدم پنجم

دانش با درک مساوی نیست. کارآفرینان برتر جهان مثل خالق کمپانی بزرگ اتومبیل سازی فورد به شدت معتقد است که دانش با درک مساوی نیست و دوم ایمان به کسب و کارمان حتی از خود کسب و کار به شدت مهم تر است او پیوسته معتقد بود که برای آینده باید آماده بود و تحت هیچ شرایطی نباید سستی نمود و یا عقب‌نشینی کرد. برای رسیدن به این مهم آموزش و پشتکار و آمادگی ۲۴ساعته و در نهایت قابلیت هرگونه انعطافی در کسب و کارهایمان منتهی به پیروزی خواهد شد.  باید بر این اساس وقتی که روزگار کسب و کارتان بر وقف مراد است برای روزهای سخت آماده بود و یاد گرفت و پس انداز کرد و تلاش نمود و یادمان باشد که در این لحظه بهترین و طلایی ترین وقت برای آماده شدن قبل از هر طوفان و سونامی آینده خواهد بود.

قدم ششم

یکی از برترین درس های کارآفرینان برتر کشورمان برای من این بود که باید در لایه های مختلف کارآفرینی خود احساس مسئولیت‌پذیری وجود داشته باشد. تعصب و غیرت روی برند شخصی و سازمانی از نا گفته های کارآفرینان بزرگ ایرانی و بین المللی است. در این رابطه باید غلط ها و انحراف از مسیرهای خود را بپذیریم. مخصوصا جسارت و شهامت رو به‌ رو شدن با عواقب اشتباهات کوچک و بزرگ خود را کاملا داشته باشیم. عادت زشت به گردن دیگران انداختن اشتباهات و مروری بر غلط ها و انحراف از مسیرها ما را سریعتر به مقصود می رساند و مجموعه را کمتر دچار بحران خواهیم نمود. هرقدر کمتر سعی کنید اشتباهات را گردن شخص دیگری بیندازید، بیشتر متوجه اشتباه‌های خود خواهید شد و درک خواهید گرفت قبل از هر تصمیمی به عواقب آن خوب فکر کنید شما دقیقا مسئول تصمیم‌هایی هستید که می‌گیرید.

قدم هفتم

سالها است با این مهم روبرو هستم که وقتی در طول مسیر زندگی شخصی یا سازمانی زمانی به دنبال اهداف کوتاه میان و یا بلند مدت در کسب‌ و‌ کارتان هستید.  هر روز و هر لحظه با گلام ها (شخصیت کارتون گالیور که دائما می گفت نمیشه و من می دونستم) دائما با افراد و انتقادهای سایر افراد روبرو خواهید شد. باید تمامی این انتقاد ها را جزئی از کسب و کارتان بدانید و لا غیر.  اساسا قرار نیست که همه با ما کاملا موافق باشند بلکه ما باید یاد بگیریم که سخت کار کنیم و به هیچکس اجازه دخالت ندهیم. شما باید تمامی شش دانگ حواس خود را روی کارتان و اهدافتان متمرکز کنید. یادتان باشد موفقیت در کسب و کار بازی تمرکز است. کی کجا و تا چه زمانی تمرکز داشته یا تمرکز مخاطبان و مشتریان را بگیریم و حتی متمرکز کنیم. یادتان باشد همیشه یک روز بارانی و ابری وجود دارد. پس همیشه روی اهداف خود و به شدت تمرکز نموده و هرگز اجازه ندهیم افکار منفی و آدم‌های منفی مانع رسیدن به اهداف و موفقیت‌ هایمان شوند. برای این هدف اولا تمام تمرکز خود را روی یادگیری بلند مدت و هدفمند قرار دهید و دوم لطفا تمام پیروزی‌ها و شکست‌هایتان را دقیقا مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار دهید.  و سوما همیشه ازپرسش های کلیدی و استفاده از چرا مشهور به چرای مقدس راه شما را بسیار بسیار کوتاه تر نماید. یک سؤال مناسب در زمان و مکان و آدم مناسب، آسان‌ترین و کوتاه ترین راه برای رسیدن به موفقیت است.  تضمین می کنم با این تکنیک های به ظاهر ساده اما موثر موفقیت خود را بیمه خواهید نمود.

یادتان باشد هیچ چیز هیچکس هیچ رفتار گفتار و حتی پنداری شاید آنگونه که به نظر می رسد نباشد.

 

مازیار میر مشاور عالی کسب و کار

 

مطالب مربوط:

Entrepreneurship Experiences تجربیات کارآفرینی

تجربیات کارآفرینی و ارتباط موثر

تجربیات کارافرینی قسمت اول

کارافرین موفق خانم میتراشاهسوند

قرارداد به شرط چاقو

مازیار میر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *