رهبری پیشرفته درسازمانهای نوین قسمت اول

رهبری نوین در سازمانهای نوین

مازیارمیرمشاورکسب و کار

\"رهبری

بعنوان یک مشاور کسب و کار که بیش از دو دهه از عمر و زندگی خود را صرف تحقیق و مطالعه و نگارش پیرامون کسب و کارهای ایرانی و خارجی نموده ام به شدت معتقدمرهبری پیشرفته درسازمانها عامل برتری موسسه ها و شرکتها و کشورها است راسل ایکاف هم چنین تعبیری دارد و این شد دست مایه نگارش این مجموعه مقالات

رهبری نوین در سازمانهای نویناختصاصات برترین رهبران بزرگ جهانبرای درک رازهای سازمانهای برتر جهان به رهبران استثنائی آنها بخورد می کنیم چرچیل روزولت و دکتر چگوارا یا ماندلا بعنوان ربران سیاسی و یا جابزو گیتس و زاکربرگ و دل هم بعنوان رهبران غولهای صنعتی جهان همه و همه دارای ده راز طلایی رهبری هستند که در این مقاله به رمز گشایی برترین رهبران موفق جهان می پردازیم.بسیاری بر این باورند که صفات و ویژگیهایی که فردی را به رهبر تبدیل می کند، صفاتی است خدادادی که در ذات او نهفته است و مربوط به استعدادهای درونی انسان می باشد، هر کس دارای این استعدادها باشد نمی تواند با فراگیری مطالبی درباره مدیریت، نیروهای درونی خویش را شکوفا ساخته، موفقیت بیشتری کسب کند.در مورد استعدادها و ویژگیهای مؤثر در رهبری و اثر بخشی رهبران و این که چه صفاتی برای رهبران، قدرت شخصی به وجود می آورد، مازیار میر به شدت معتقد است، ویژگیهایی، مانند هوشمندی، برونگرایی، تسلط برخود، اعتماد به نفس، سخنوری و جاذبه ی کلام، زیبایی و جذابیت سیما و چهره و امثالهم را از عوامل مؤثر در ایفای نقش رهبری دانسته و این مقاله نیز به چنین رهبران و سازمانهایی پرداخته است، که به شرح زیر می باشد

– بالاتر بودن بهره هوشی نسبت به رهبری شونده

-ظرفیت پذیرش موفقیت و شکست

– انگیزه نهادینه یا خود انگیختن

–  توانایی حرفه ای در برقراری ارتباط با دیگران

برای داشتن چنین خصوصیتی و حرفه ای شدن در برقراری ارتباط با دیگران هم باید:

اول توجه به خصوصیات ظاهری و فیزیکی، مانند قد و سیما و حرکات دست

دوم زمینه های فرهنگی مانند تحصیلات و تجربیات

سوم هوش و مخصوصا هوش هیجانی

چهارم داشتن شخصیت برونگرا

پنجم  داشتن پشتکار و تلاش و کوش ونوآوری

ششم خصوصیات اجتماعی و گرایشات سیاسی

تا کنون موارد گوناگونی مورد ارزیابی و نظر قرار گرفته در ادامه به اختصاصات مهم دیگری پرداخته خواهد شد که به نظر می رسد بسیار مهم باشد.از خصایص مهم رهبر قدرتمند شجاعت است. و رهبری که امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، استوار، سخنور، عاقل، با فضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار، و نرم‏خو بودند و با افراد ابله و نادان و سالوس و چاپلوس و غیب‏گو و پیش‏گویى هم‏نشین نبودن.

آینده نگریرهبران بزرگ آینده نگری دارند… آنها می توانند آینده را ببینند. آنها تصویر روشن و هیجان انگیزی از مقصد و هدف آینده خود دارند و در برنامه ریزی استراتژیک بسیار خوب عمل می کنند. این ویژگی رهبران را از مدیران متمایز می کند. داشتن تصویری از آینده انسان را به فردی ویژه  تبدیل می کند. این ویژگی “مدیر اجرایی” را به “رهبر تحولی” تبدیل می کند. مدیر بر انجام کارها نظارت می کند، اما یک رهبر بزرگ قلب کارمندانش را تسخیر می کند.

شجاعت”شجاعت حقیقتاً والاترین ارزش هاست زیرا بقیه ارزشها بر آن استوارند”. وینستون چرچیلشجاعت بدان معناست که در راه رسیدن به هدفی که هیچ ضمانتی برای تحقق آن نیست، آمادگی خطر کردن را داشته باشید. از آنجا که در زندگی و کسب و کار هیچ چیز قطعی نیست، هر تعهدی که بنا می کنید و هر عملی که انجام می دهید مستلزم نوعی ریسک است. از میان هفت ویژگی رهبری، شجاعت از همه بیشتر نمود بیرونی دارد.صداقتدر تمامی جلساتی که  برای شرکت های کوچک و بزرگ در مورد برنامه ریزی استراتژیک برگزار کرده ام، اولین ارزشی که همگی مدیران بر آن توافق داشتند صداقت بود. همگی بر این عقیده اند که صداقت کامل در هرکاری، چه درونی و چه بیرونی ،اهمیت بسیار زیادی دارد. صداقت مستلزم این است که همیشه به همه و در هر موقعیتی راست بگویید. صداقت اساس اعتماد است که برای موفقیت هر کسب و کاری حیاتی است.فروتنیرهبران بزرگ قوی و قاطع اما فروتن هستند. فروتنی به معنی ضعف یا عدم اعتماد به نفس نیست بلکه به این معنی است که شما اعتماد به نفس و خود آگاهی لازم برای قبول اهمیت دیگران را دارید بدون اینکه احساس خطر کنید. فروتنی به این معناست که قبول دارید شما هم ممکن است اشتباه کنید، که ممکن است همه پاسخها دست شما نباشد. و به این معناست که هرجا لازم است دیگران را تشویق و تایید می کنید.فروتنی خیلی مؤثر است. لری باسیدی، مدیرعامل پیشین هانی ول و نویسنده کتاب “مدیریت” توضیح می دهد که چرا فروتنی آنقدر مؤثر است. “هرچه بیشتر نفس خود را کنترل کنید، در مورد مشکلات واقع بین تر می شوید. یاد میگیرید که چگونه گوش دهید و تایید کنید که همگی پاسخها در دست شما نیست. به دیگران نشان می دهید که می توانید همیشه از همه یاد بگیرید. غرورتان مانع جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای رسیدن به بهترین نتایج نمی شود. غرورتان باعث نمی شود که اعتبار همه موفقیت ها را تنها از آن خود بدانید. فروتنی باعث می شود که اشتباهات خود را بپذیرید.”برنامه ریزی استراتژیکرهبران بزرگ در برنامه ریزی استراتژیک بسیار توانا هستند. آنها می توانند آینده را ببیننند و دقیق پیش بینی کنند که  صنایع و بازار به کدام سو می روند. رهبران می توانند روندهای مد روز را قبل از رقبایشان پیش بینی کنند. آنها همیشه می پرسند “بر اساس آنچه امروز در حال اتفاق است، بازار به کدام سو پیش می رود؟ در طول سه ماه، شش ماه، یک سال، و دو سال تا کجا می توان پیش رفت؟” آنها این کار را با برنامه ریزی استراتژیک دقیق انجام می دهند. به دلیل افزایش رقابت در بازار امروزی، تنها رهبران و سازمانهایی که آینده را به درستی پیش بینی می کنند توانایی بقا در این بازار را دارند. تنها رهبرانی که آینده نگری دارند “امتیاز حرکت اول” را از آن خود می کنند.تمرکزرهبران همواره بر نیازهای شرکت و موقعیت تمرکز می کنند. تمرکز رهبران بر نتایج است، بر آنچه که خودشان، دیگران، و شرکت باید به انجام برساند. رهبران بزرگ بر نقاط قوت خود و دیگران تمرکز دارند. آنها بر نقاط قوت سازمان تمرکز دارند و کارهایی که سازمان به بهترین وجه انجام میدهد تا در این بازار رقابتی مشتریان خود را راضی نگه دارد. توانایی شما به عنوان یک رهبر در تصمیم گیری و متمرکز کردن همه برای استفاده بهینه از وقتشان در عملکرد سازمان نقش اساسی دارد.همکاریتوانایی شما در کار کشیدن از همه و وادار کردن همه به همکاری در موفقیتتان نقش اساسی دارد. رهبری یعنی توانایی وادار کردن بقیه به کار کردن برای شما چون به این کار تمایل دارند. یک قانون ۸۰ به ۲۰ در اینجا وجود دارد: ۲۰ درصد کارمندان ۸۰ درصد کارها را انجام می دهند. توانایی شما در انتخاب این افراد و همکاری هرروزه با آنها نقش حیاتی در عملکرد درست سازمان دارد. شما می توانید همکاری دیگران را از طریق برقرای رابطه دوستانه روزانه با افراد کلیدی جلب کنید. همیشه در همه کارها باید یک انتخاب کنید: می توانید خودتان انجام دهید یا از فرد دیگری بخواهید که این کار را برای شما انجام دهد. کدام بهتر است؟هفت ویژگی رهبران بزرگاکثر اوقات، رهبران در مورد ویژگی های رهبری و به کارگیری روزانه آنها فکر می کنند. بهترین کمکی که می توانید به شرکتتان بکنید این است که رهبر باشید، مسوولیت پیامدها را بر عهده بگیرید و شجاعت پیش رفتن را داشته باشید.هر کارآفرین و مدیری آرزو دارد شرکتی جزء  شرکت های برتر جهان باشد دست یافتن به این آرزودشوار است. بیشتر شرکت‌ها توانایی دستیابی به چنین جایگاهی را نداشته و ندارند ولی تعداد اندکی از این شرکتها که به این امر نائل شده‌اند دارای ویژگی‌هایی زیر هستند و به دلیل داشتن چنین ویژگی‌هایی است که به چنین موقعیتی رسیده‌اند:سازگار و تغییرپذیر هستند.هیچ کالا، خدمت یا استراتژی‌ای مقدس نیست. شرکت‌های برتر فورچون بنا به نیاز خود حاضرند تغییرات لازم را اعمال کنند. تغییر سخت است ولی گاهی تغییرات محیطی تغییر را تبدیل به امری لازم برای بقا و رشد سازمان می‌کند. بدون سازگاری خود با محیط و ایجاد تغییرات به هنگام شما نمی‌توانید وارد باشگاه ۵۰۰ شرکت برتر فورچون شوید.چشم انداز بلند مدت.می خواهید سازمانی بسازید که عمرش از عمر خود شما بیشتر باشد؟پاسخ شرکت‌هایی که در لیست برترین های فورچون قرار دارند مثبت است. این شرکت‌ها به شدت حاضرند از سود کوتاه‌مدت خود چشم پوشی نموده و برای دستیابی به چشم‌انداز و اهداف بلندمدت خود، اعتماد سرمایه‌گذاران و سهام‌داران را به خود جلب می‌کنند.تحولات فزاینده و فشارهای رقابتی موجود در محیط سازمانها ضرورت تمرکز بر نوآوری، ارتقا کیفیت، بهبود خدمات به مشتری، سرعت و کاهش هزینه را تشدید کرده است. ناتوانی ساختارها و الگوهای سنتی حاکم برکسب وکار در برآورده ساختن انتظارات و خواسته های ذینفعان باعث رواج رویکرد جدید سازمانی شده است که می کوشد از طریق طراحی و ایجاد سازمانهای با عملکرد برتر پاسخگوی خواسته های به حق ذینفعان باشد. در این مقاله با بهره گیری از بررسی تحلیلی و مطالعه تطبیقی تحقیقات انجام شده ویژگیهای این گونه سازمانها بررسی و عواملی چون ماموریت و چشم انداز، تفکر استراتژیک، اهداف بلند پروازانه، رهبری، کارکنان، ارزشهای محوری مشترک، فرهنگ، فن آوری و فرایندها به عنوان ویژگیهای عمده یک سازمان با عملکرد برتر شناسایی شده است.تحولات فزاینده و فشارهای رقابتی موجود در محیط سازمانها ضرورت تمرکز بر نوآوری، ارتقا کیفیت، بهبود خدمات به مشتری، سرعت و کاهش هزینه را تشدید کرده است. ناتوانی ساختارها و الگوهای سنتی حاکم برکسب وکار در برآورده ساختن انتظارات و خواسته های ذینفعان باعث رواج رویکرد جدید سازمانی شده است که می کوشد از طریق طراحی و ایجاد سازمانهای با عملکرد برتر پاسخگوی خواسته های به حق ذینفعان باشد. در این مقاله با بهره گیری از بررسی تحلیلی و مطالعه تطبیقی تحقیقات انجام شده ویژگیهای این گونه سازمانها بررسی و عواملی چون ماموریت و چشم انداز، تفکر استراتژیک، اهداف بلند پروازانه، رهبری، کارکنان، ارزشهای محوری مشترک، فرهنگ، فن آوری و فرایندها به عنوان ویژگیهای عمده یک سازمان با عملکرد برتر شناسایی شده است.سازمانها از لحاظ سطح عملکرد همواره یک سر و گردن بالاتر از سایرین بوده و از این رو به آنها سازمانهای با عملکرد برتر گفته می شود. این سازمانها به مدد بهره مندی از یک مجموعه از ویژگیها مدتهای مدیدی دوام آورده و تاثیرات بسیار عمیقی در دنیای کسب و کار گذاشته و در ادبیات و تئوری سازمان و مدیریت بسیاری از افسانه های رایج را بی اعتبار نموده اند.  شواهد حاکی از آن است که شمار سازمانهای دارای مشخصه های سازمان با عملکرد برتر۱ در میان ۱۰۰۰ شرکت فورچون۱۱  از یک  پنجم به یک سوم افزایش یافته است و این روند مطمئنا ادامه خواهد یافت (شر مرهورن۱۲  ،۲۰۰۰،ص ۲۲).در یک نگاه جامع سازمانهای با عملکرد برتر را این گونه می توان تعریف نمود:سازمان با عملکرد برتر سازمانی است که در یک دوره زمانی بلند مدت از طریق توانایی انطباق مناسب با تغییرات و واکنش سریع به این تغییرات، ایجاد ساختار مدیریت مسنجم و هدفمند، بهبود مستمر قابلیتهای کلیدی و رفتار مناسب با کارکنان به عنوان اصلی ترین دارایی  به نتایجی بهتر از سازمانهای همتراز دست می یابد (وآل۲۰۰۵ ).۲- مروری بر تحقیقات انجام شدهپیترز و واترمن برای نخستین بار در یک پژوهش گسترده با مطالعه ۴۳ شرکت بزرگ آمریکایی که در شش شاخص رشد مرکب دارایی ها، رشد مرکب سهام، نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری، بازده سرمایه، بازده سهام و بازده فروش از رقبا بالاتر بودند به ۸ اصل اساسی موفقیت در این شرکتها رسیدند و نتایج را در کتابی تحت عنوان در جستجوی برتری که به عنوان یکی از پرفروش ترین کتابهای مدیریتی مطرح شد، ارائه نمودند. دراین پژوهش هشت ویژگی شرکتهای مبتکر و نوآور را به شرح ذیل عنوان شد. تعصب به عمل، تماس نزدیک با مشتری، استقلال و تهور، بهره وری از ناحیه کارکنان، توجه به ارزشها، پایبندی به کار اصلی، ساختارهای ساده  و تمرکز و عدم تمرکز (پیترز و واترمن ۱۹۸۲).مطالعه مهم بعدی توسط جیمز کالینز و جری پوراس انجام شد که در یک طرح پژوهشی شش ساله با برررسی ۱۸ شرکت  که موقعیت خود را برای پنج تا پانزده دهه حفظ کرده بودند با ۱۸ شرکت دیگر که در مقایسه چندان موفق نبودند به شناسایی مجموعه اصولی که موجب تمایز این شرکتها شده بود پرداخته که در نهایت  ویژگیها و فلسفه حاکم بر  شرکتهای آرمانی را در کتابی تحت عنوان ساختن برای ماندن منتشر نمودند. رویکرد ساعت سازی نه ساعت گویی، فلسفه هم این و هم آن، اهدافی مهمتر از سود، حاکمیت جهان بینی  و حفظ مداومت و پیشرفت، دارا بودن هدفهای بلند پروازانه، انتخاب شایسته، مدیریت درون زا۱۳ ، پیشرفت و بهبود مستمر به عنوان  ویژگیهای شرکتهای آرمانی عنوان شده است(کالینز و پوراس ۱۹۹۷).جیمز کالینز (۲۰۰۱)  در یک پژوهش ۵ ساله دیگر ۲۸ شرکت از میان شرکتهای برگزیده مجله فورچون شرکتهایی که در یک بازه زمانی ۱۵ ساله  سود مرکب سهام انان به سه برابر ارزش بازار رسیده بود  را مورد مطالعه قرار داند. پژوهش آنها ویژگیهای ذیل را در خصوص این شرکتها آشکار کرد و نتایج در کتابی تحت عنوان از خوب به عالی منتشر گردید. حاکمیت رهبری سطح پنجم، رویکرد ابتدا فرد بعد هدف، توان رویارویی با حقایق ناخوشایند و درعین حال یقین داشتن به موفقیت، حاکمیت مفهوم خارپشتی و سادگی در س

ه محور، فرهنگ مبتنی بر نظم گرایی، بهره گیری از شتاب دهنده های فن آوری به عنوان مجموعه ویژگیهای شرکتهای رهسپار تعالی مطرح شد(کالینز ۲۰۰۱).گری هارپست۱۴  در یک مطالعه ۵ راز شرکتهای با عملکرد برتر را  تیم رهبری قوی، توانایی جذب و نگهداری کارکنان با کیفیت، رویکرد مسنجم و منظم به کسب وکار، توانایی استفاده استراتژیک از فن آوری، استفاده مناسب از تامین کنندگان قابل اعتماد ذکر می کند(هارپست۲۰۰۶).ویلیام جویس۱۵  و همکاران در بررسی خود از ۱۶۰ شرکت در صنعت های مختلف و مطالعه بیش از ۲۰۰ تکنیک مدیریتی در طی ۵ سال مجموعه عواملی که باعث رسیدن به نتایج برتر برای سهامداران می شد را بررسی کردند و نتیجه تحقیق خود را فرمول ۲+۴ نامیدند. در این تحقیق دو دسته از عوامل شناسایی شد که به عوامل اولیه و ثانویه تقسیم می شود. عوامل اولیه شامل استراتژی متمرکز، اجرا، فرهنگ عملکرد و سازمانهای تخت و سریع۱۶ . عوامل ثانویه شامل هوشمندی، رهبری متعهد، نوآوری های تحول آمیز در صنعت و  رشد از طریق ادغام ها و مشارکت. برای رسیدن به موفقیت می بایست تمامی عوامل اولیه و حداقل دو تا از عوامل ثانویه وجود داشته باشند که اصطلاحا به آ ن فرمول ۲+۴ موفقیت کسب و کار اطلاق می شود( جویس۲۰۰۳ ).دالتون۱۷  در بررسی خود در خصوص عناصر اصلی سازمان با عملکرد برتر ۵ جز اصلی یک سازمان با عملکرد برتر را مشارکت کارکنان، تیم های کاری خودگردان، فن آوری تولیدی منسجم، یادگیری سازمانی و مدیریت کیفیت فراگیر عنوان نموده است(دالتون ۲۰۰۰).هاردستی۱۸  در بیان ده ویژگی یک سازمان موثر۱۹ شفاف بودن ماموریت سازمانی، قدرت چشم انداز رهبری، تعهد، باور و تعلق خاطر به چشم انداز مشترک در سرتاسر سازمان، تیم رهبری متعادل و مسنجم، اهداف و مقاصد روشن و قابل اندازه گیری، مکانیزمهایی برای دریافت بازخورد از خارج سازمان، اشتیاق به یاد گیری مستمر، در جستجوی تعالی و برتری بودن، فرایندهای برنامه ریزی و تصمیم گیری کارآمد و پاس داشتن موفقیتهای دسته جمعی را در دستیابی به عملکرد برتر موثر می داند.گریگوری اسمیت۲۰  در مقاله خود هفت راز  ایجاد  سازمانهای با عملکرد برتر را تعهد و مشارکت مدیریت ارشد، تمرکز استراتژیک، تیم های راهبری، شناسایی پروژه های کلیدی بهبود، تیم گرایی، ایجاد منشور و اندازه گیری(سنجش) ذکر می کند

ویژگیهای سازمانهای با عملکرد برتردر یک سازمان با عملکرد برتر پیشرانه های۲۱  اصلی عملکرد توسط بیانیه ماموریت تبیین می شود. یکی از مهمترین و زیربنایی ترین ویژگی یک سازمان با عملکرد برتر ماموریت و چشم انداز آن می باشد. چشم انداز معماران سازمانهای برتر ساختن شرکتی است که تا مدتها پس از رفتن آدمها(یعنی فرد رهبر) بتواند انواع کالاها را تولید کند. چشم انداز بنیانگذاران اصلی سازمانهای برتر کاربری فکر بکر در دنیای عمل نبوده بلکه بزرگترین دستاورد  آنها اصل و خود شرکت و فلسفه وجودی آن می باشد. لذا رهبران این سازمانها بیشتر از آنکه به وقت گویی بپردازند به فکر ساختن ساعت بودند. تحقیقات ثابت می کند که قطعه اصلی ساعت تیک تاک کننده شرکتهای آرمانی از جهان بینی محوری، اصول ارزشی و هدف غایی آن شرکتهاست که همگی برتر و والاتر از سود هستند.چشم انداز این سازمانها  یک چشم انداز قوی، رویایی ، معنی دار و متقاعد کننده است که افراد را به چالش و هیجان وا می دارد این چشم انداز بر مبنای ماموریت سازمان بوده بوده و یک تصویر بزرگی را ارائه می کند که می تواند واحد های سازمانی از طریق اهداف مشترک، آرزوهای مشترک و مقاصد فراگیر متحد و یکپارچه سازد.اهداف بلند پروازانهسازمانهای موثراهداف روشن قابل اندازه گیری را تدوین می نمایند و این اهداف را بصورت آبشاری با هدف بیان اهمیت اهداف نه صرف انجام تلاش درسطح واحدها خرد می کنند.تعیین اهداف روشن، بلند پروازانه، قابل اندازه گیری و قابل دستیابی از جمله ویژگیهای سازمانهای با عملکرد برتر می باشد.دلبستگی به هدفها و برنامه های بلند پروازانه  و گاه خطرناک  و چالش با آنها راهی است که شرکتهای آرمانی طی می کنند. همه شرکتها هدف دارند اما بین داشتن هدف و سر سپردگی به آن و تلاش جانانه در راه رسیدن به آن تفاوت وجود دارد. هدف بلند پروازانه مانند ماموریت سفر به کره ماه روشن و گیرا است و سبب تمرکز تلاشها و ایجاد روحیه جمعی وگروهی می شود. مقصد هدف بلند پروازانه مشخص است و در صورت تحقق سازمان  به سادگی از نیل به هدف آگاه می شود. هدف بلند پروازانه همه افراد را در بر می گیرد و به کار وا می دارد. به علاوه قابل لمس، نیرو بخش وکاملا متمرکز بر یک موضوع خاص است. هدف بلند پروازانه هدفی است که با کمترین توضیح به آسانی از طرف کارکنان درک می شود. انتخاب هدفهای بلند پروازانه جسارت می خواهد زیرا شرکت را در وضعیتی قرار می دهد که با عقل و دور اندیشی منافات دارد اما نیرویی که سبب پیشرفت می شود نهیب می زند که ما قادر به رسیدن به این هدفها هستیم این هدفها هدف عادی نیستند بلند پروازانه و جسورانه اند. انگیزه آفرینی برای پیشرفت فقط منوط به داشتن هدف نیست بلکه به میزان تعهد به هدف نیز وابسته است. هدفهای بلند پروازانه در نظر بیرونی ها جسورانه جلوه می کند تا در نظر درونیها.

تفکر استراتژیکتفکر سازمانهای با عملکرد برتر یک تفکر استراتژیک بوده که از بصیرت عمیق نسبت به قواعد کسب و کار ناشی می شود. تفکر استراتژیک سبب می سود که منابع سازمان بر روی فعالیتهای ارزش آفرین متمرکز شود و از پرداختن به همه امور اجتناب شود. تفکر استراتژیک بصیرتی است که از طریق تلفیق فعالیتهایی که در کنار هم برای مشتری ارزش و برای سازمان مزیت رقابتی خلق می کند.

تفکر خارپشتی حاکم بر این سازمانها باعث می شود که سازمان بر روی یک زمینه که در آن می تواند بهترین باشد تمرکز نموده و از پراکنده کاری، متفرق و بی ثبات بودن پرهیز کند. این مفهوم از طریق سه محور فکری قابل دستیابی است: شناسایی زمینه ای که در آن می توان بهترین عملکرد را داشت، شناسایی عامل حرکت و موتور اقتصادی و شناسایی زمینه ای که به آن اعتقاد وافر وجود دارد. برای داشتن یک مفهوم خارپشتی کاملا رشد یافته به تمام این سه محور فکری نیاز است . سازمان به جای بهترین بودن در هر زمینه ای سعی دارد که در یک زمینه که توانایی خاصی دارد بهترین شود.

همانگونه که روبرت جانسون۲۲  مدیر عامل  جانسون اند جانسون۲۳  می گوید ” هرگز کاری را که از آن اطلاع ندارید نپذیرید” یکی از مدیران ارشد سابق پروکتر اند گمبل۲۴  می گوید “شرکت ما هرگز اصلیت خود را فراموش نکرده است. ما تنوع و گوناگونی را تا حدی که با کارمان تشابه داشته باشد قبول می کنیم . هرگز نمی خواهیم سازمانی متشکل از انواع شرکتهای به هم نامربوط باشیم”. تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی که در زمینه حیطه کاری خود اقدام به تنوع بخشی و ادغام گرده اند  بدون هر گونه تردید در موقعیت عالی قرار داشتند. این شرکتها با پیروی از استراتژی خود تنها به گسترشها و تنوعهایی توجه دارند که با صلاحیت و توانایی های اصلی شرکت در ارتباط است. این شرکتها علیرغم میل شدید به تنوع بخشیدن به فعالیتهای خود از پرداختن به کارهایی که مدیریت شرکت با آنها آشنایی ندارد خودداری می کنند. شرکتهای با عملکرد بهتر استراتژی تنوع بخشیدن به کارهای خود را با توجه به مهارت و یا توانایی های اصلی خود انجام می دهند.

رهبری نوینمدیران یک از مهمترین نقشهایی که می بایست در سازمان ایفا کنند نقش رهبری است چرا که بینش و بصیرت رهبران است که می تواند سرنوشت سازمانها را در دنیای رقابت امروز رقم بزند. شاید به جرات بتوان ادعا کرد که تفاوت مهمی در میان رهبران در سازمانهای سنتی و سازمانهای با عملکرد برتر وجود دارد.در طی سالیان گذشته فرض بر این بود که سازمانهای بزرگ و موفق در راس خود رهبرانی بزرگ و کاریزماتیک دارند ولی تحقیقات  انجام شده این فرض را تایید ننمود. لازمه آرمانی شدن داشتن رهبری کبیر فرهمند و آرمانگرا نمی باشد. البته بعید به نظر می رسد که شرکتی در راس خود همواره آدمهای معمولی داشته باشد و بتواند به مدارج عالی و مرحله آرمانی صعود کند( کالینز و پوراس، ۱۹۹۷، صص۵۷-۵۳).رهبران شرکتهای با عملکرد برتر از رهبرانی که اصطلاحا به آنها رهبران سطح پنجم گفته می شود می باشند. رهبر سطح پنجم فقط انسانی فروتن و متواضع نیست بلکه فردی با اراده کاری تزلزل ناپذیر است. اراده ای تقریبا خویشتن دارانه برای هر آنچه که برای ایجاد شرکتی بزرگ و پاینده لازم است.در سازمانهای با عملکرد برتر توانایی رهبری در تعریف یک چشم انداز روشن برای سازمان و مشارکت مناسب رهبری در اداره و پشتیبانی پروژه هایی که برای سازمان اهمیت استراتژیک دارند از اهمیت خاصی برخوردار است. تحقیقات حاکی از آن می باشد که رهبری یک سازمان با عملکرد برتر می داند که سازمان را کجا می خواهد ببرد و اطمینان دارد که همه کارکنان جهت حرکت سازمان را درک می کنند و آشکارا در کمک به سازمان در راستای حرکت به سوی اهداف درگیر و فعال هستند.

مازیارمیرمشاورتحلیلگر

 

 

توصیه میشود مطالب زیر را مطالعه نمایید :

تحلیل مدل رهبری و زبان بدن استیو جابز – قسمت اول

تحلیل مدل رهبری و زبان بدن استیو جابز( قسمتی از سخنرانی سالن همایشهای بین المللی صداو سیماقسمت ۲)

مذاکره ، هدایت و رهبری جلسات در بانک رفاه

دوره هوش هیجانی EQ و راههای بکارگیری آن در مدیریت و رهبری نوین

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *