سرتیپ خلبان شهید فریدون ذوالفقاری نابغه ای برای تمام فصول

سرتیپ خلبان شهید فریدون ذوالفقاری نابغه ای برای تمام فصول

سرتیپ خلبان شهید فریدون ذوالفقاری نابغه ای برای تمام فصول

امیر سرتیپ خلبان شهید فریدون ذوالفقاری

 

به یاد فرمانده شجاع گردان شناسایی، سرتیپ خلبان نابغه اسکادارن پرواز شهید فریدون ذوالفقاری

 

داستانی واقعی از فداکاری و جانفشانی خلبانی که خود به تنهایی یک نیروی هوایی کامل بود و جان خود را در راه

وطن فدا نمود به وجود مقدسش تا ابد افتخار می کنم این مقاله داستانی را روایت می کند که هر بار مرور ان مرا به

گریه و اشک ریختن وادار می نماید روحش شاد

مازیار میر

 


لطفا قبل از مطالعه این مقاله این فیلم را در کانال اپارات ما ملاحظه فرمائید بینهایت سپاسگزارم


.

 

ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران با شکوه و پر حماسه هشت سال دفاع پاک و مقدس بیش از ۴۸ هزار شهید

والامقام و سرافراز را تقدیم آرمان های نظام اسلامی کرد.

شهید امیر سرلشکر خلبان فریدون ذوالفقاری  بی همتای خلبانان یکی از آنان است؛ او که نابغه اسکادران شکاری

شناسایی نهاجا بود. شهید سرلشکر خلبان فریدون ذوالفقاری در سال

۱۳۲۴ در تهران دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رسانید و برای ادامه ‌ی

تحصیل راهی انگلستان شد.

وی در بازگشت به وطن در سال ۱۳۴۶ به استخدام نیروی هوایی ارتش در دانشکده ‌ی خلبانی درآمد و دوره ‌ی
آموزش‌های مقدماتی آکادمی و پروازی را با هواپیماهای «T-41» و «T- 6» در تهران طی و سپس برای ادامه ‌ی تحصیل
به کشور آمریکا اعزام شد.
شهید سرلشکر خلبان ذوالفقاری در آمریکا دوره ‌ی تکمیلی آکادمی و پرواز با هواپیماهای جت آموزشی «T-37» و جت
فوق ‌صوت «T- 38» با ۲۲۰ ساعت پرواز را طی کرد و در پایان به درجه ‌ی ستواندومی مفتخر و به ایران مراجعت کرد.
این خلبان  یکی از بهترین خلبانان جهان و همچنین یکی از شجاعترین خلبانان ایران است. این خلبان تیز پرواز و بسیار
باهوش ارتش، در سال ۱۳۴۸ برای طی دوره ‌ی پرواز شکاری تاکتیکی هواپیمای «اف‌ـ۵» در پایگاه یکم شکاری در
مهرآباد تهران برگزیده شد و بلافاصله برای ادامه ‌ی دوره به پایگاه هوایی دزفول منتقل و پس از طی دوره به عنوان
خلبان شکاری تاکتیکی «اف‌ـ۵» به اسکادران ۴۲ شکاری بمب‌افکن در دزفول منتقل شد و چندی بعد برای پرواز با
هواپیماهای «آراف‌ـ۵» که یک نوع شکاری شناسایی تاکتیکی فوق‌صوت بود به پایگاه یکم شکاری در مهرآباد تهران
منتقل شد؛ چیزی نگذشته بود که برای طی دوره ‌ی آموزشی شکاری تاکتیکی فانتوم برگزیده شد و بالاخره در آغاز
جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه ایران به عنوان فرمانده‌ ی اسکادران شکاری شناسایی فانتوم در مهرآباد وارد جنگ
شد.
امیر ذوالفقاری ستاره‌ ابدی فانتوم‌های بمب‌افکن و شناسایی ایران
\"سرتیپ

 

این افسر شجاع نیروی هوایی ارتش در دوران با شکوه دفاع مقدس با انجام ماموریت های خطیر شناسایی از مواضع
دشمن بعثی و مراکز حیاتی، حساس و مهم رژیم صدام و گرفتن عکس های هوایی از آنها نقش به سزایی را در هدایت
هواپیمای داشت به طوری که حکومت عراق حتی در داخل کاخهایشان نیز به هیج وجه امنیت نداشتند.
بخش اعظم عکس ‌های تاکتیکی که از فعالیت ‌های نیروهای دشمن بعثی در خوزستان گرفته شده از سوی اینخلبان
شجاع و شهید بوده است و از شاهکارهای عملیات جنگی او علیه اهداف استراتژیک در خاک عراق گرفتن عکس
«مجلس الوطنی» عراق و کاخ ریاست جمهوری در بغداد است.** ویژگی‌های فردی و نظامی شهید امیر سرلشکر
خلبان شهید فریدون ذوالفقاری افسر برجسته ‌ای بود که در دوران خدمتش در نیروی هوایی همواره مأموریت ‌های
دشوار پروازی را در بخش شکاری شناسایی بر عهده ‌ی او قرار داده می ‌شد به ویژه پرواز بر فراز جبهه های زمینی و
گرفتن عکس های مهم قبل از آغاز عملیات، او به علت شجاعت ذاتی که داشت همواره داوطلبانه این ماموریت‌ ها را
می ‌پذیرفت….

آخرین نامه به دخترم و پسرم …

امیر فریدون ذوالفقاری فرمانده بی سلاح آسمان ها

 

\"سرتیپ

 

وی در تغییر تاکتیک نیروی هوایی ارتش در بمباران‌ های ارتفاع پست به ارتفاع بالا در نخستین عملیات مهم ارتش ثامن
‌الائمه (ع) و گروه پروازی که قرار بود این ما موریت پروازی را انجام دهند با کمال شجاعت و اعتمـاد به نفس هدایت
نخستین گـروه را بر روی هدف بر عهده گرفت و با هواپیمای فانتوم شناسایی خود در جلوی گروه پروازی در ارتفاع پنجاه
هزار پایی به پرواز درآمد و قبل از بمباران فداکارانه نخستین عکس هوایی را گرفت و بلافاصله پس از عملیات بمباران
عکس «BDA» یا «BOMB DAMAGE ASSESMENT» را نیز گرفت و به مهرآباد  گردان “ RTS ” یعنی گردان فنی
شناسایی برد و بلافاصله چاپ و تکثیر و به همه‌ ی یگان‌های ذیربط فرستاد.
\"سرتیپ

 

این شهید سرافراز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور واقعی یک خلبان شکاری شناسایی حرفه‌ای بود
که خلبانان شناسایی زیادی را آموزش داد و در اغلب پروازهایی که برای گرفتن عکس‌ هایی از پایگاه های هوایی
دشمن، پالایشگاهها و نیروگاهها و پل ‌های مهم به عنوان اهداف استراتژیک و به ویژه عکس‌هایی که برای اتخاذ تصمیم
به شروع یک عملیات زمینی لازم بود او خود حضور داشته است.
شهید ذوالفقاری از زبان تیمسار ناصر رضوانی شهید امیر سرلشکر خلبان فریدون ذوالفقاری به تنهایی یک نیروی هوایی
بود، من به این جمله ایمان دارم و با تمام وجود آن را می گویم مگر می شود از جنگ ۸ ساله صحبت کرد و از فریدون
ذوالفقاری صحبت نکرد مگر می شود صحبت از یک عملیات زمینی باشد و پای گردان شناسایی به وسط کشیده نشود
و از فریدون صحبتی نکرد.
دوست من کاش موقعیتی پیش می آمد و تو و یار دیرینه ات فانتوم شناسایی پس از سالها از آخرین پروازت روبه روی
یکدیگر قرار می گرفتید آن وقت همه به نظاره می نشستند که این غول بی شاخ دم باغیرت چطور در برابر تو تعظیم
می کند….
سرتیپ خلبان شهید فریدون ذوالفقاری نابغه ای برای تمام فصول
اگر به من باشد می گویم او تو را به خوبی می شناسد و هنوز به انتظار بازگشت تو است در آن شیلتر های بتنی،
دوست من فریدون هرگاه نام H3 می آید بی اختیار یاد آن پروازت با فرسیابی قهرمان می افتم که از وسط سرزمین
هزار و یک شب خود را به H3 رسانده و از موقعیت جنگنده ها بر روی زمین عکسبرداری جانانه ای کردی آری بی
اختیار می گوییم خدایا فریدون شاهنامه کجا و فریدون من و این مردم سلحشور کجا …
بغداد، آن شهر را به خاطر داری شهری که نامی ایرانی دارد و به معنای باغ خداست در زبان های قدیمی… شهری که
دیگر به تاریخ پر فراز نشیبش افتخار نمی کند و فقط به روز های متعددی می نازد که در آسمانش جولان می دادی و
برای خلبانان و پدافندش رجز می خواندی …
فریدون چقدر جای تو خالیست امروز.** آخرین مکالمه قهرمان گردان شناسایی شکاری نهاجا با رادار افسر رادار به
خلبان فریدون ذوالفقاری گفت: «ساعت ۴ یک هواپیما داری!» گفت:«دارمش!» افسر رادار دوباره داد زد و گفت: «یک
هواپیمای دیگر ساعت ۸!» با صدای کلفتی که ناشی از قرار گرفتن در فشار جی بود گفت:«دارمش!»
افسر رادار پشت سر آن گفت:«یک هواپیما در ساعت ۲!» با صدای کلفت تری نسبت به قبل گفت:«دارمش!». دوباره
افسر رادار فریاد زد:«یک هواپیما هم در ساعت ۵ داری!»
با صدای زمخت تری که ناشی از وارد آمدن حداکثر فشار جی بود فریاد زد:«دارمش!» که بلافاصله پس از رد و بدل
شدن این جملات مکالمه قطع می شود و…..
که متاسفانه فریدون ذوالفقاری که بدون شک یکی از بهترین خلبانان گردان شناسایی و بلکه نیروی هوایی بود از روبرو
مورد اصابت دو فروند موشک هوا به هوا  قرار گرفت و به شهادت رسید.
البته این را بگویم که عراقی ها شدیداً دنبال این قهرمان بودند که هواپیمایش را بزنند! فرستادن این حجم از
هواپیماهای رهگیر به سمت یک هواپیمای شناسایی نشان از
برنامه ریزی سنگین بعثیها برای زدن هواپیمای اعجوبه پرواز ایران یعنی فریدون ذوالفقاری داشته است…..
\"سرتیپ
آری، سرانجام این شهید شجاع و سرافراز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از سال های مجاهدت
خاموش  خاموش در گردان اسکادران شکاری فانتوم در تاریخ بیستم خرداد۱۳۶۵ در حالیکه دشمن به شدت از آسمان
منطقه‌ ی نبردهای زمینی توسط موشک‌های «سام ‌ـ۲ » و  هواپیماهای «میراژ ‌ـF-1 » دفاع می ‌کرد در یک عملیات
ترکیبی با دشمن درگیر ودر این درگیری به درجه‌ ی رفیع شهادت رسید.
او از آغاز جنگ تحمیلی در اغلب ماموریتهای حساس شناسایی، به صورت داوطلبانه شرکت می کرد. با توجه به اینکه
فریدون دارای مدارک عالی تحصیلی و سابقه بیشتر در میان دیگرهمرزمانش بود، مدت پروازش در طول مأموریتهای
محول شده‌، کامل شده بود. به همین دلیل در آخرین پرواز فریدون، سرهنگ صدیق، فرمانده وقت نیروی هوایی، با
پروازش مخالفت می‌کند و او را از ادامه مأموریت جدید باز می‌دارد؛ اما فریدون تیمسار صدیق را قانع می‌کند و قول
می‌دهد که پرواز آخر باشد و دیگر به ماموریت نمی‌رود.
تیمسار صدیق برای اینکه بتواند نیروی زبده خود را از این مأموریت خطرناک بازدارد، به نزد آقای هاشمی رفسنجانی
می‌رود تا مگر پرواز بهترین نیرویش را لغو کند؛ اما دیگر دیر شده بود و فریدون برای آخرین بار، به منظور شناسایی به
سوی کشور عراق پرواز می‌کند. مرسوم این است که ۴ هواپیما برای اسکورت هواپیمای شناسایی همراه ‌شوند؛
اما آن روز یعنی دهم خردادماه ۱۳۶۵، فریدون تنها با ۲ هواپیمای اسکورت به مأموریت خود ادامه می‌دهد. دشمن که
درصدد بود هواپیمای شناسایی را شکار کند با ۶ هواپیمای نظامی به او حمله کرد و ….
باید بدانیم که عراق به شدت از آسمان منطقه جزیره مجنون توسط موشک‌های سام۲ و هواپیماهای میراژF-1 دفاع
می‌کرده و امیر تنهای تنها در یک عملیات ترکیبی درگیر و در این درگیری به شهادت می رسد…

 

آخرین مکالمه نابغه جنگ و فرمانده گردان شناسایی با افسر رادار

 

افسر رادار به سرتیپ ذوالفقاری گفت:

«ساعت ۴ یک هواپیما داری!»

گفت: «دارمش!»

افسر رادار دوباره گفت:

«یک هواپیمای دیگر ساعت ۸!» با صدای کلفتی که ناشی از قرار گرفتن در فشار جی بود گفت:

«دارمش!» افسر رادار پشت سر آن گفت:

«یک هواپیما در ساعت ۲!» با صدای کلفت تری نسبت به قبل گفت:

«دارمش!»دوباره افسر رادار فریاد زد: «یک هواپیما هم در ساعت ۵ داری!» با صدای زمخت تری که ناشی از وارد آمدن

حداکثر فشار جی بود فریاد زد:

«دارمش!» که بلافاصله پس از رد و بدل شدن این جملات مکالمه قطع می شود. متاسفانه فریدون ذوالفقاری که بدون

شک یکی از بهترین خلبانان گردان شناسایی و بلکه نیروی هوایی جهان بود از روبرو به شدت مورد اصابت قرار گرفت

ولی این مرد بزرگ و کمک او از هواپیمای به شدت آسیب دیده هرگز حاضر به  ایجکت کردننیستند و هواپیما را به باتلاق

های  حدود مرزی رساند و در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۶۵ ساعت ۱۳.۴۷ مظلومانه و بسیار گمنام به شهادت می رسند و

زمده زنده با غیرت برای غیرت این  آب و خاک می سوزند….

. کمک خلبان شجاع این پرواز به یاد ماندنی در این پرواز استاد خلبان محمد نوروزی بود.

وی در طول جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه کشورمان به علت خدمات فوق‌العاده‌ی جنگی مدت بیست و سه ماه
ارشدیت گرفت و در لحظه‌ ی شهادت بر اساس قوانین و مقررات ارتش جمهوری اسلامی ایران به درجه ‌ی سرتیپی و
دریافت نشان فتح مفتخر گردید. روحت شاد و راهت پر ره رو …..
سرتیپ خلبان شهید فریدون ذوالفقاری نابغه ای برای تمام فصول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *