یادداشتهای پراکنده پیرامون زاویه های ناپیدای یک انتخابات

یادداشتهای پراکنده پیرامون زاویه های ناپیدای انتخابات

یادداشتهایی پیرامون زاویه های ناپیدای یک انتخابات

یادداشتهایی پیرامون زاویه های ناپیدا

بزرگترین مشکل حکومتهای امروزی این است که مردم را وادار به اطاعت کنند،
بدون آنکه مجبور به فرمان دادن باشند
السون ویلسون

 

جریان سیاسی حاکم ، استفاده از هر راهکاری را برای به قدرت رسیدن مجاز می دانند و در آستانه انتخابات، طرح های برنامه ریزی شده ای را

اجرا می کنند.

ممکن است در شرایط عادی، پخش شدن یا پخش نشدن یک مصاحبه فانتزی و تفریحی موضوع مهمی برای مردم نباشد، اما همین جریان های

سیاسی می توانند آن را به دغدغه مهم مردم تبدیل کنند.

به ویژه وقتی که در آستانه انتخابات، مردم گرفتار مشکلات فراوان اقتصادی باشند، برای جناحی که قبلا وعده حل این مشکلات را داده بود،

بهترین راه، منحرف کردن ذهن مردم از مشکلات و وعده های قبلی و هدایت انرژی و احساس مردم به سمت موضوعات فانتزی است.

این راهکار، وقتی با پوشش خبری وسیع و مظلوم نمایی همراه باشد، تاحدودی جواب می دهد و کاری می کند که حتی یک کارگر یا کارمند

تعدیل و بیکار شده و بدهکار، بجای جستجوی راهکاری برای حل مشکل خود، انرژی و ذهن و فکرش را درگیر آن موضوع فانتزی کند و دغدغه اش

این شود که چرا آن مصاحبه سرگرم کننده پخش نشده است. رسانه های وابسته به این نوع قدرت طلبان حتی از دروغسازی نیز بهره می برند و

می توانند ادعا کنند که سیلی از انتقادها و اعتراض ها بخاطر پخش نشدن آن مصاحبه فانتزی براه افتاده است. آنچنان که گویی اکثریت مردم

دغدغه ای ندارند و بزرگترین مسئله آنها پخش شدن یا پخش نشدن یک مصاحبه تفریحی و سرگرم کننده بوده است.(مثال: بعد از اعلام حکم

زندان برای عاملان اختلاس بانک سرمایه انتشار جریان تیشرت نمونه بارز این تکنیک است. در مثال دیگری می توان به انتشار نامه نماینده کنونی

به رئیس شورای شهر تبریز اشاره کرد که دقیقا بعد از ائتلاف اصولگرایان منتشر و تبلیغ شد)

 

نهایت هدف و یا اهداف هر حکومتی تنها بهتر کردن ابزارهایی برای راحتی مردم نیست، بلکه حکومت وظیفه دارد سعادت مردم را نیز تامین کند.((کنفوسیوس))

 

این ترفند، نمونه ای از مجموعه روش های جنگ روانی در آستانه انتخابات است که برخی از آنها به این شرح است:

* مرجع سازی خبری و در اختیار گرفتن ذهن، وقت و اعتماد مخاطب

این روش این روزها در شبکه های اجتماعی به وفور دیده می شود.

* تخریب و تضعیف حریف و گفتن از خوبی های خود

در همین مثال ذکر شده می توان به وضوح تخریب حریف یا نهادها و اشخاصی که ممکن است مانع یکه تازی جناح سیاسی شوند، دیده می

شود.

* می آید و نمی آید

نخستین فایده این ترفند بر سر زبان ها انداختن نام فرد یا افراد مورد نظر است و عملا تبلیغات را چندماه زودتر از موعد قانونی انجام می دهد.

ضمن اینکه فرد مورد نظر خود به خود به عنوان کسی که آمدنش مهم است و می تواند منجی باشد، مطرح می شود و اگر نهادهای قانونی

صلاحیت او را رد کنند، پروژه وارد مراحل بعدی از جمله مظلوم نمایی می شود.(مثال:مدتی قبل از آمدن یا نیامدن نماینده کنونی و جایگزین آن

مطالب ها عنوان میشد)

* سن و سال

یکی دیگر از ترفندهای انتخاباتی امسال، تاکید روی سن و سال و میانگین سنی نامزدهاست. این امر بطور تلویحی انتخاب برخی اقشار را به

مردم توصیه می کند. در شرایطی که نگاه امروزی به انجام امورات شهری و روستایی داراحجم بالایی هست و نیاز به وقت و انرژی هست.(به

عنوان مثال رسانه ها در راستای تخریب از سن بالا و همچنین سن پایین<<به عنوان ناپختگی>> در تحلیل های خود به کاندیدای جریان رقیب

نسبت می دادند)

* مظلوم نمایی در برابر تحرکات رقبا

با ائتلاف رقیبان،کسانی که ترس در انتخاب شدنشان می رود، می توان بهره برداری های متعددی کرد. یکی از آنها مظلوم نمایی در صورت رد

صلاحیت هاست یا مظلوم نمایی در دید عموم با ترفندهایی که پیکان را در مقصر بودن مشکلات از خود دور نماید. طبیعی است کسی که شرایط

قانونی احراز مقام نمایندگی را در یک دوره به دلایلی ندارد، نمی تواند وارد عرصه رقابت انتخاباتی شود، اما جناح سیاسی مورد نظر می تواند

مدام مظلوم نمایی کند و خود را محق وانمود کند.

* برداشت جناحی از قانون و حمله به نهادهای قانونی

اینکه بخشی از یک قانون را پررنگ کرده و بخش های دیگر آن را نادیده بگیریم، می تواند حتی جرم و جنایت ما را هم بدون اشکال نشان دهد.

وقتی چنین موضوعی ممکن است، طبیعی است که سو استفاده سیاسی از برداشت گزینشی از قانون نیز بسیار راحت تر می شود. همچنین

حمله به نهادهای قانونی که می توانند مانع کامیابی گروه سیاسی شوند نیز از ترفندهای انتخاباتی است، اما چون بارها و بارها تکرار شده،

اغلب مردم با آن آشنایی دارند.

(مثال وقتی مسائل استخدام های بدون ضابطه و لیست ها منتشر شد در اقدام هایی با حمله به برخی نهاد ها به صورت نمادین خود را حامی

حقوق مردم اعلام داشتند)

* دوقطبی سازی و تاکید روی اینکه ما خوبیم

می کوشند فضا را دوقطبی کرده و با بد دانستن همه بجز خود، خودشان را خوب و منجی وانمود کنند.(در افتتاح پارک محله سادات از

جمله<<آنها خون مردم را طی این سالها میمکیدند برای بد جلوه دادن جریان رقیب و خوب جلوه دادن خود استفاده شده است)

* برچسب زدن و تکرار برخی کلمات روی افراد

در دید عموم این باور را به دنبال پرورش هستند که افراد گمان کنند که غیرممکن است کسانی که سابقه مبارزه با مخالفان را دارند ژست

اشخاص طرفدار آزادی بیان را بگیرند.( به عنوان مثال طوری از آیت الله رئیسی صحبت می شد که یک ترس در مردم پرورش داده شود که این

جمله یک نشان از این ترفند دارد<<با روحانی به جهنم می رویم اما با رئیسی به بهشت هم نمی رویم>>)

* کمپین سازی

گاهی در آستانه انتخابات، افرادی که در طی سال دوران بازنشستگی را سپیری می کنند و یا به کارهای اقتصادی خود می پردازند، در رسانه ها

ظاهر شده و به نفع جریان سیاسی خود تبلیغ می کنند. همراه با این ظاهر شدن های ناگهانی، سخنرانی ها و میتینگ ها هم به ویژه در جمع

دانشجویان و هنرمندان زیاد می شود. این رفتار به خودی خود نه تنها نکته منفی ندارد، بلکه لازمه گرم شدن بازار انتخابات و حتی روشنگری نیز

هست و به نوبه خود، از ملزومات جامعه مردمسالار است، اما وقتی قرار باشد از جوانان کشور فقط به عنوان پیاده نظام قدرت طلبان و اهرم

فشار در مواقع خاص استفاده کرد، طبیعی است که مورد قبول هیچ شخص یا گروه صادقی قرار نمی گیرد و میتواند آفتی در عرصه سیاسی و

اجتماعی کشور باشد.

بسیاری از این اقدامات و شعارها، به خودی خود حرکتی مثبت و از ملزومات برپایی انتخاباتی فراگیر و پرشور است، اما آنچه که باعث می شود

همین رفتارها در فهرست ترفندهای جنگ روانی قرار گیرند، سواستفاده از فضیلت طلبی انسان ها و تلاش برای فریب دادن آنهاست.(نمونه های

این مورد هم که مشخص هستند که به رسانه های کرایه ای، استفاده از افراد کهنسال و یا سرمایه دار برای جذب، هزینه کردن و ایجاد انشقاق

در بین طوایف می توان اشاره کرد)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *