انتخاب مشاور انتخاباتی با نگاهی به تبلیغات انتخاباتی در ادوار مختلف انتخابات ریاست‌جمهوری

انتخاب مشاور انتخاباتی

انتخاب مشاور انتخاباتی

انتخاب مشاور انتخاباتی

نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار مختلف انتخابات ریاست‌جمهوری

شورای اسالمی – مانع ازپیگیری آن شد.
در چنین فضایی بحث از یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، کمکم آغاز
شد. اردیبهشت ۱۳۹۲ ثبت نام آغاز شد و ۶۸۶ نفر به عنوان داوطلب نامزدی در انتخابات
ریاستجمهوری ثبت نام کردند. اما شورای نگهبان طبق انتظار رد صالحیت گستردهای
انجام داد و در نهایت در ۳۱ شهریور، شورای نگهبان اسامی هشت فرد تایید صالحیت
شده را اعالم کرد؛ »سعید جلیلی«، »غالمعلی حدادعادل«، »حسن روحانی«، »محسن
رضایی«، »محمدرضا عارف«، »محمد غرضی«، »محمدباقر قالیباف« و »علیاکبر والیتی«
هشت داوطلبی بودند که از طرف این شورا تایید صالحیت شدند.
در طول مبارزات انتخاباتی و از بین هشت نامزد تایید صالحیت شده، غالمعلی
حدادعادل در میانه راه انصراف داد و محمدرضا عارف نیز به نفع حسن روحانی کنار
رفت. یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار شد. از بیش
از ۵۰ میلیون فرد واجد شرایط رأیدهی، نزدیک به ۳۷ میلیون نفر در انتخابات شرکت
کردند. حسن روحانی بیشترین رأی را در این میان آورد و بیش از ۱۸ میلیون رأی به
حساب او ریخته شد. نفر دوم با فاصله، محمدباقر قالیباف بود که اندکی بیش از شش
میلیون رأی به دست آورد.
تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاستجمهوری
پیش از معرفی و بررسی کاندیداها و شعارهایشان، باید به شگفتی این دوره از انتخابات
نیز اشاره شود که رد صالحیت »اکبر هاشمیرفسنجانی« بود که در یک تصمیم جنجالی
از سوی شورای نگهبان نتوانست به رقابتهای نهایی راه یابد. توجیه شورای نگهبان برای
رد صالحیت هاشمیرفسنجانی، کهولت سن عنوان شد. اما به نظر میرسید این صرفا یک
بهانه بود. رد صالحیت رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و چهره
دوم نظام ارادهای میخواست که صرفا در توان شورای نگهبان نبود و بلکه جواز آن باید
از سمت نهادهای اصلی تصمیمگیر در نظام صادر میشد.
چنانکه هاشمیرفسنجانی با اشاره به حضور نیروهای امنیتی در فرآیند تعیین صالحیت

 

خود میگوید: »وزیر اطالعات برخالف عرف و قانون، شخصا در جلسه بررسی صالحیتها
در شورای نگهبان حضور یافت که ابتدا مورد اعتراض برخی از اعضای شورای نگهبان
نیز قرار گرفت و نهایتا به اعضای شورای نگهبان گفت که حضور هاشمی در انتخابات
میتواند موجب پیروزی قاطع و با رأی باالی مردم شود که با راه و رسم آنها سازگار
نیست و لذا این شورا را متقاعد کرد که به بهانه شرایط جسمی رأی به عدم احراز
صالحیت بنده دهند … .«
اما به هر حال و علیرغم این شگفتی بزرگ – که شاید آن را بتوان مهمترین رد
صالحیت تاریخ انتخابات ریاستجمهوری در ایران دانست – رقابتهای انتخاباتی و
تبلیغات نامزدها، اذهان را گرم فضای انتخاباتی کرد. خصوصا که بسیاری از نامزدها – به
درجات مختلف – در انتقاد از دولت محمود احمدینژاد متفقالقول بودند و در این میان
تیغ انتقاد حسن روحانی از بقیه تیزتر بود. انتقادات حسن روحانی بیشتر حول انتقاد از
سیاستهای اقتصادی ـ هستهای دولت احمدینژاد میچرخید. از جمله او در یکی از
برنامههای تبلیغاتی خود گفته بود: »سانتریفیوژها باید بچرخد و زندگی مردم نیز باید
بچرخد؛ باید یادمان باشد کشور توسعه میخواهد؛ ما برای بمب که هستهای نمیخواهیم،
به دنبال توسعهایم و اگر دنبال توسعه هستیم باید درست رفتار کنیم و این بسیار تدبیر
میخواهد.« در ادامه به معرفی نامزدها و مواضع انتخاباتی آنها خواهیم پرداخت و در
آخر مواضع حسن روحانی را به طور مفصلتر مرور خواهیم کرد.
سعید جلیلی در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ در مشهد به دنیا آمد. پدرش معلم و اهل
بیرجند و مادرش اهل اردبیل بود. سعید جلیلی تحصیالت ابتدایی تا دانشگاه را در مشهد
و تحصیالت دانشگاهی را تا مقطع دکتری معارف اسالمی علوم سیاسی در دانشگاه امام
صادق طی کرد. او در دانشگاه امام صادق به تدریس مشغول شد و »دیپلماسی پیامبر« را
تدریس میکرد. رساله دکترای او نیز »اندیشه سیاسی در قرآن« بود.
سعید جلیلی سابقه حضور در جبهه جنگ ایران و عراق را نیز دارد و در دی ماه سال
۱۳۶۵ در عملیات کربالی ۵ از ناحیه پا مجروح شد و بر اثر فقدان امکانات برای معالجه،
پای راست خود را از دست داد. جلیلی در سال ۱۳۶۸ وارد وزارت امور خارجه شد و بعد

۱۰۱ نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری

از یک دوره دو ساله، ریاست اداره بازرسی وزارت خارجه را بر عهده گرفت و تا سال
۱۳۷۵ در این پست فعالیت کرد.
در سال ۱۳۸۰ به دفتر آیتاهلل خامنهای رفت و در پست »مدیریت بررسیهای جاری
دفتر رهبر انقالب« در آنجا به ادامه خدمت مشغول شد. در سال ۱۳۸۶ احمدینژاد او را به
عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی معرفی کرد. پس از این سمت نیز، آیتاهلل خامنهای
او را نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی معرفی کرد. خامنهای همچنین در ۲۱
شهریور ۱۳۹۲ ،سعید جلیلی را به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کرد.
سعید جلیلی که متعلق به طیف اصولگرای جمهوری اسالمی ست، در این دوره از
انتخابات – مانند محمود احمدینژاد در انتخابات سال ۸۴ – بر »گفتمان انقالب اسالمی«
تاکید کرد ودربیان »رویکرداصلی« خود گفت: »رویکرد اصلی ما در عرصه انتخاب بر
این باور است که گفتمان انقالب اسالمی میتواند موجب پیشرفت و تعالی کشور باشد.«
جلیلی در مناظرهها و تبلیغات انتخاباتی خود مدام بر کلمه »ظرفیت« تاکید میکرد و از
جمله از تامین سازوکاری برای شکوفایی »ظرفیت آحاد جامعه و ظرفیت نرمافزاری و
سختافزاری کشور« میگفت.
خود او درباره بسامد باالی واژه ظرفیت، یک بار سخن گفت ودر مثالی ارتباط آن
را با مسائل دانشگاهی اینچنین توضیح داد: »برخی به شوخی میگویند که من چقدر
»ظرفیت« میگویم! اما اگر ما ظرفیتهای بزرگ کشور را کشف کنیم منجر به شکوفایی
کشور خواهد شد. بخشی از این ظرفیتها در دانشگاهها است. ما هزینه زیادی برای
دانشگاهها می کنیم. دانشجویان هم وقت و عمر خود را در دانشگاهها صرف میکنند اما
مثال با لیسانس فلسفه و تاریخ، هیچ کاری ندارند.«
سعید جلیلی در زمینه اقتصادی نیز تاکید کرد که دو برنامه دولت محمود احمدینژاد
»هدفمندی یارانهها« و »ارائه مسکن ارزان قیمت« را ادامه خواهند داد و البته در این مسیر
»کاستیها و مشکالت« این دو برنامه را برطرف خواهند کرد. جلیلی در شعارهای خود
بر حل مسئله مسکن مانور میداد و »تاسیس مسکن استیجاری با مالکیت دولت« از جمله
وعدههای او در این زمینه بود. او همچنین تاکید کرد روستاها باید »موتور حرکت و

توسعه کشور« باشند و باید به سمت »اشتغال پایدار« در روستاها رفت تا مهاجرت از روستا
به شهر کم شود. جلیلی ضمن حمایت از ایده سفرهای استانی که محمود احمدینژاد
اجرا میکرد و با انتقاداتی نیز همراه بود، اضافه کرد: »عالوه بر تداوم سفرهای استانی،
سفرهای وزارتخانهای را هم راه میاندازم تا ایرادات وزارتخانهها نیز برطرف شود و
ارتباط دولت و مردم بیشتر شود.«
محسن رضایی )برای مروری بر سوابق به بخش دهم این جستار مراجعه شود( که
یکی دیگر از نامزدهای این دوره از انتخابات بود و در جایگاه دبیر مجمع تشخیص
مصلحت نظام وارد شده بود، مانند سال ۸۸ شاه بیت وعدههای انتخاباتی خود را روی
مسئله اقتصاد و دغدغههای معیشتی مردم سوار کرده بود. از جمله او در یکی از مواضع
خود گفت: »دعوای سیاسی بس است. مردم مشکل نان دارند.« در راستای چنین موضعی
بود کهاووعدهداد اگر رئیس جمهور شود، ۲۳ میلیون تومان هدیه ازدواج خواهد داد!
محسن رضایی اگرچه گفت پروژه »مسکن مهر« را با اصالحاتی ادامه خواهد داد
اما در عین حال نقدهای سختی بردولت احمدینژاد وارد کرد و گفت: »کسری بودجه
دولت، حجم دولت، یارانهها و مسکن مهر و تحریمهای اقتصادی، پنج مسئلهای هستند
که گرانی را به وجود آورده است.« محسن رضایی همچنین قول افزایش یارانهها از ۴۵
هزار تومان به ۱۱۰ هزارتومان را داد و گفت: »اکنون مردم ۴۵ هزار تومان یارانه میگیرند
و اگر ۶۵ هزار تومان دیگر بگیرند میشود ۱۱۰ هزار تومان. در این شرایط گردش سرمایه
و اشتغال انجام میشود و در عین حال وقتی معادل پول مردم، کاال در بازار باشد موجب
تورم نخواهد شد.«
رضایی مانند سال ۸۸ که وعده ایجاد »دولت ائتالفی« را داده بود در این دور از
انتخابات نیز بر چنین ایدهای پافشاری کرد و گفت: »در کشور دیگر دعوا بس است.
باید منازعات سیاسی تعطیل شود؛ چون سودی برای مردم و طرفین دعواکننده نداشته
است. شما کسی را بگویید که در این دعوا شرکت کرد و برنده شد. من با تشکیل دولت
فراگیر به این منازعات پایان میدهم و دیگر بهانهای برای دعوا به دست افراد نمیدهم.«
در سیاست خارجی نیز شعارهای رضایی بر انتقاد از سیاست خارجی ـ هستهای دولت

۱۰۳ نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری

احمدینژاد سوار بودواز جمله گفت: »از تحریمهای جدید جلوگیری کرده و میکوشم
تحریمهای کنونی را کاهش دهم. پس از پایان چهار سال وضعیت بینالمللی بهتری
خواهیم داشت.«
علیاکبر والیتی یکی دیگر از نامزدهای این دور از انتخابات ریاستجمهوری بود.
او در چهار تیر ۱۳۲۴ در رستمآباد شمیران متولد شد. دوره دبستان را در مدرسهای در
شمیران و دبیرستان را در منطقه قلهک گذراند. آن طور که در وبسایت شخصی او آمده
است، در سال ۱۳۴۳ در کنکور سراسری رتبه ۴۹ را کسب کرد و به دانشکده پزشکی
دانشگاه تهران راه یافت. پس از گذراندن دوره هفت ساله طب عمومی در سال ۱۳۵۰ ،
برای ادامه تحصیل رشته طب اطفال را انتخاب کرد. پس از سه سال تحصیل تخصصی
در این رشته و برای گذراندن دوره فوق تخصص عفونی اطفال به دانشگاه جان هاپکینز
آمریکا رفت.
پس از انقالب اسالمی و از آذر ۱۳۵۸ به عنوان معاون وزیر بهداری در دولت شورای
انقالب مشغول به کار شد. در خرداد ۱۳۵۹ به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای
اسالمی برگزیده شد. او که از نزدیکان سیاسی آیتاهلل خامنهای محسوب میشد در سال
۱۳۶۰ از جانب او که رئیس جمهور بود، به عنوان نخست وزیر به مجلس شورای اسالمی
معرفی شد. اما مجلس تمایلی به نخست وزیری والیتی نشان نداد و در نهایت میرحسین
موسوی به عنوان نخست وزیر برگزیده شد. در سال ۶۴ نیز خامنهای، که اختالفات زیادی
با نخست وزیر داشت، باز سعی کرد والیتی را به عنوان نخست وزیر برگزیند که عدم
تمایل مجلس شورای اسالمی و مهمتر از آن نظر آیتاهلل خمینی بر ابقای میرحسین
موسوی، موجب ناکامی مجدد والیتی شد.
با این وجود او در همان سال ۱۳۶۰ به عنوان وزیر خارجه از مجلس رأی اعتماد
گرفت و به مدت شانزده سال و در چهار دولت به عنوان وزیر امور خارجه فعالیت کرد.
اما با روی کارآمدن سیدمحمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ او از این پست کنار گذاشته شد.
خود او در این باره میگوید: »تا ۳۱ مرداد ۱۳۷۶ و تا زمان آقای خاتمی در چهار دولت
وزیر خارجه بودم. آقای خاتمی از من خواست که به عنوان وزیر بهداری در کابینه ایشان

۱۰۴ علیرضا کیانی

باشم اما بنده عذرخواهی کردم. از آن زمان تا کنون مشاور رهبر معظم انقالب هستم.
درست در همان روزی که من از وزارت خارجه بیرون آمدم، حکم مشاورت مقام معظم
رهبری برای من صادر شد.«
علیاکبر والیتی تاکنون دو بار ازدواج کرده است. همسر نخست او در سال ۱۳۸۳
بر اثر یک عمل جراحی درگذشت. والیتی در دی ماه سال ۱۳۸۶ مجددا ازدواج کرد.
او در مصاحبهای در سال ۹۱ اعالم کرد که دارای شش فرزند – چهار پسر و دو دختر –
است. والیتی از جمله مسئولین جمهوری اسالمی است که پستهای بسیار زیادی داشته
است و دارد. به طوری که ذکر مشاغل سابق و فعلی او خود میتواند یک گزارش مستقل
باشد. نکته جالب توجه در این میان، حوزه گسترده فعالیتها و مشاغل والیتی است که از
سیاست خارجه و پزشکی تا ادبیات و تاریخ را در بر میگیرد.دراینجا میتوانید لیست
مسئولیتهای علیاکبر والیتی را ببینید و بخوانید.
والیتی که از نیروهای نزدیک به آیتاهلل خامنهای محسوب میشود در وعدههای
انتخاباتی خود پیش از همه چیز تاکید کرده بود: »هرگز از ارزشهای نظام ذرهای کنار
نخواهیم رفت«. والیتی همچنین اختیارات رئیس جمهور در قانون اساسی را کافی دانست
و گفت:» نیازی به افزایش اختیارات رئیس جمهوری نیست.« شاید این تعریضی بود بر
تالش سیدمحمد خاتمی در دوره دوم انتخابات ریاستجمهوری برای افزایش اختیارات
ریاستجمهوری که البته تالشی ناکام بود.
والیتی نیز مانند دیگر کاندیداها به سیاستهای اقتصادی دولت پیشین نقد داشت و
از جمله در بیان برنامههای اقتصادی خود گفت: »کار اصلی دولت ما اصالح برنامههای
اقتصادی خواهد بود. برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت از جمله برنامههایی
است که از فردای روز انتخابات به مرحله اجرا گذشته خواهد شد. یکی از دالیل تورم
تعطیلی کارخانهها ست و باید به کارخانهها تنفس شش ماه داده شود تا خود را بازسازی
کنند.« او همچنین قول کاهش بهرههای بانکی را داد و گفت: »از این رو بهره وامهای
بانکی باید دو سه درصد و در حد کارمزد باشد. در کشورهای پیشرفته اینگونه است
و ما هم باید به اینجا برسیم که دیگر محصوالت گران نباشد و مردم به سمت استفاده

۱۰۵ نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری

از محصوالت خارجی نروند و تولید هم نخوابد. وقتی تولید داشته باشیم، اشتغال و
درآمدزایی داریم و جوانان هم میتوانند به واسطه شغلی که دارند به راحتی ازدواج
کنند.«
اما آنچه هسته اصلی وعده و انتقاد توامان والیتی بود، انتقادی بود که او بر سیاستهای
هستهای دولت احمدینژاد وارد کرد. یکی دیگر از نامزدهای این دوره از انتخابات سعید
جلیلی بود که در سالهایی از ریاستجمهوری نژاد، مسئولیت مذاکرات هستهای را بر
عهده داشت. والیتی در برنامه تلویزیونی و در مناظرات رودرروی نامزدها صریحا خطاب
به سعید جلیلیگفت: »دیپلماسی این نیست که آدم برود در مقابل کشورهای دیگر خطابه
بخواند و مطلبی را بیان کند که اینجا در مصاحبه مطبوعاتی می گوید … هنر دیپلماسی
بیانیه صادرکردن نیست.« والیتی در نقد سیاست خارجی ـ هسته ای دولت احمدینژاد،
این دولت را به کارشکنی در تالشهای مثبت بینالمللی او متهم میکند. او حتی مدعی
شد که سارکوزی ـ رئیس جمهور وقت فرانسه ـ به او گفته بود میخواهد به ایران بیاید
و »دست رهبر را بفشارد«؛ اما والیتی مدعی ست چنین تالشی با تخریب وزارت خارجه
احمدینژاد ناکام ماند.
به هر حال علیاکبر والیتی به عنوان مشاور اصلی آیتاهلل خامنهای در سیاست
خارجی قول داد در صورت کسب پست ریاستجمهوری مشکالت هستهای را مرتفع
سازد. او در بخش دیگری از بیان وعدههای خود گفته بود: »قول میدهم که مشکل
هستهای کشور قابل حل است. مذاکرات دوره جنگ به مراتب سختتر از مذاکرات
هستهای بود که به لطف خدا، جهاد مردم و راهنماییهای امام و رهبری به خوبی انجام
شد. االن هم میشود موضوع هستهای را به گونهای حل کرد که هم حق دستیابی به دانش
هستهای را داشته باشیم و هم روابطمان به این شکل نامنعطف با دنیا نباشد.«
محمدباقر قالیباف )برای مروری بر سوابق او به بخش نهم این جستار مراجعه شود(
که آخرین بار در سال ۱۳۸۴ کاندیدای ریاستجمهوری شده بود، پس از ناکامی در
آن انتخابات و با رأی شورای شهر تهران به سمت شهردار تهران برگزیده شد و با ابقا در
همین پست در سال ۱۳۸۸ ،تا سال ۱۳۹۲ در این پست فعالیت میکرد. قالیباف که تالش

۱۰۶ علیرضا کیانی

بسیاری برای پیروزی در این دوره از انتخابات به عمل میآورد، مانند اغلب نامزدها از
دولت احمدینژاد به سختی انتقاد کرد و در یکی از سخنرانیهای خود یک ماه مانده
به برگزاری انتخابات وبا کنایهای آشکار به دولت احمدینژاد گفت: »باید بدانیم که از
نردبان دروغ، ریا، تزویر و تهمت نمیتوان به بام سعادت برسیم.«
محمدباقر قالیباف که در این دور از انتخابات به عنوان یکی از کاندیداهای سهگانه
اصولگرایان معرفی شده بود در سخنی دیگر و به صورت غیرمستقیم بحث »مکتب ایرانی«
– که از سوی دولت احمدینژاد و خصوصا اسفندیار رحیممشایی، از نزدیکترین
چهرهها به احمدینژاد، تبلیغ میشد، را رد کردو گفت: »افتخارمان این است که ایرانی
هستیم ولی باید بدانیم که مکتب ما، مکتب ایرانی نیست. مکتب ما، مکتب اهل بیت است
و آنقدر که این مکتب به ایران خدمت کرده، هیچ مکتبی خدمت نکرده است.«
قالیباف که با توجه به ناکارآمدی اقتصادی دولت احمدینژاد سعی میکرد وعدههای
اقتصادی را در برنامههای تبلیغاتی خود حتما بگنجاند در یکی از سخنان انتخاباتی خود
به »ضعف مدیریت« اشاره کرد و گفت: »در ضعف مدیریت همین بس که با نفت ۱۰
دالر، تا ۱۲۰ دالر که در یک دهه فروختیم درآمدمان چهار یا پنج برابر شد ولی شرایط
اقتصادیمان بدتر شد.« او اساسا یکی از دالیل ورود خود به مسئله انتخابات را همین
ناکارآمدی مدیریت در ایران میدانست و در جایی دیگر گفته بود که مدیریت ضعیف
و سوءتدبیر ما را »از پا در آورده است« و اضافه کرده بود: »مردم منتظر تغییرند. من به
بیحساب و کتابیها و ضعف مدیریتها و چرخه بسته و خسته مدیریتی پایان خواهم
داد.«
قالیباف سه کاراصلیخوددر حوزهاقتصادرا اینگونهلیست کرد: »اولین کار دولت
من این است که ارز را در بازار ثبات ببخشد. دومین کاری که در دولتم انجام میگیرد،
بازبینی در توزیع کاال و خدمات است و سومین کار نیز ثابتکردن قیمتهای کاالهای
اساسی بهخصوص برای صنایع کشاورزی و دهکهای پایین جامعه است.« البته با توجه
به گرانشدن نرخ ارز در سالهای پایانی دولت احمدینژاد و تورم افسارگسیخته، چنین
وعدههایی چندان غریب نبود. قالیباف قول داد که »ظرف دو سال« وضعیت اقتصاد کشور

۱۰۷ نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری

را سامان میدهد.
قالیباف که انگار برنامههای خود را بر محور انتقادات از احمدینژاد تنظیم میکرد،
در سیاست خارجی نیز گرایش به کشورهای آمریکای التین، که در دولت احمدینژاد
پیگیری میشد، را رد کرد و بر سیاست دوستی ونزدیکی با کشورهای منطقهتاکید کرد
و گفت: »من معتقدم مهمترین مزیت ما در سیاست خارجی منطقهگرایی است. مزیت ما
در خاورمیانه است، نه در آمریکای جنوبی. ما باید با کشورهای همسایه همگرایی داشته
باشیم و اجازه ندهیم دشمن ایرانهراسی را ترویج کند. ما باید با سایر مذاهب هم ارتباط
نزدیک داشته باشیم.«
سیدمحمد غرضی در سال ۱۳۲۰ در اصفهان به دنیا آمد. مدرک کارشناسی
الکترونیک از دانشگاه تهران گرفت و برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. اوایل دهه ۵۰
فعالیتهای سیاسی علیه رژیم پهلوی را آغاز کرد. غرضی در سال ۵۵ برای ادامه مبارزات
با پاسپورت جعلی و به نام یک تبعه افغانستانی با نام حیدری به خارج از کشور رفت.
مدتی را درنجف گذراند و در لبنان آموزش چریکی دید.
غرضی با پیروزی انقالب اسالمی وارد پستهای مدیریتی و اجرایی شد. او نماینده
دور اول مجلس شورای اسالمی بود. بعدا به استانداری خوزستان منصوب شد. محمد
غرضی استانداری کردستان در سالهای اول انقالب را نیز در کارنامه کاری خود دارد.
او که از اولین فرماندهان سازماندهنده سپاه پاسداران است به عنوان مخالف اصلی
جنبشهای حامی خواستههای قومی کردها در کردستان و عربها در خوزستان در
دولت شناخته میشد. پس از تندگویان، غرضی در سال ۱۳۶۰ وزیر نفت شد و تا سال
۱۳۶۴ دراین پست باقی ماند. غرضی در مصاحبهای گفت: »آخرین پستم وزارت پست و
تلگراف و تلفن بود و اکنون بازنشستهام.« زمان بازنشستگی ۴۳ سال سابقه خدمت داشت.
غرضی بین سالهای ۶۴ تا ۷۶ وزیرپست تلگراف وتلفن بود. در این دوران بود که مدیر
مسئول نشریه صبح – مهدی نصیری – مطلبی را مبنی بر فساد اقتصادی در وزارت پست
و تلگراف و تلفن منتشر کرد. غرضی از او شکایت کرد اما نصیری در دادگاه تبرئه شد
و دادگاه فساد در وزارت خانه را تایید کرد و فقط به خاطر کاریکاتوری که از غرضی

 

در نشریه چاپ شده بود نصیری جریمه نقدی شد، ولی پس از آن هیج نهادی پیگیراین
فساد نشد. از دیگر پستهای غرضی میتوان به ریاست سازمان نظام مهندسی کشور از
سال ۱۳۷۴ به مدت ۱۵ سال نام برد. اگرچه او ادعا کرده است که پس از وزارت پست
و تلگراف و تلفن دیگر پستی نداشته است، اما او رئیس هیئت مدیره و مسئول مدیریت
شرکت مشانیر، بزرگترین شرکت مشاور وزارت نیرو، است.
محمد غرضی با عبارت »بمب َ های همه ک ُس کش« در گفتگوهای انتخاباتی سال ۹۲
مشهور شد. او این عبارت را در یکی از برنامههای انتخاباتی و در توضیح شرایط جنگی
سالهای جنگ ایران و عراقبه کاربرد. به تعبیر او عراق با بمب َ های »همه ک ُس کش« مدام
شهر دزفول را بمباران میکرد. این عبارت به سرعت از طرف مخاطبان و خصوصا کاربران
شبکههای مجازی به موردی برای طنز و شوخی تبدیل شد. اگرچه خود غرضی بعدا از
اینکه این عبارت به طنز گرفته شد انتقاد کردو گفت: »اگر هنگام به زبان آوردن »بمبهای
همه َ ک ُس کش«، صدای آژیر وضعیت قرمز را پخش کنید، خواهید دید که خنده روی
لبهای شنونده میخشکد. چون آن هنگام است که معنای آن را درک میکند. کسانی
که »بمبهای همه َ کس ُکش« را دستمایه طنز قرار دادهاند، یا دوران موشکباران را
فراموش کردهاند یا اصال از نسلی هستند که آن روزگار را ندیده و تجربه نکردهاند.«
غرضی بعدا علت حضور خود در انتخابات یازدهم را »وضعیت روحی و روانی جامعه«
دانسته بود و گفت که بر اساس چنین شرایطی بود که تصمیم گرفت با حضور خود به
جامعه »انرژی مثبت« تزریق کند. او در توضیح بیشتر گفته بود: »برای علت حضورم
در انتخابات باید بگویم که من آن زمان احساس کردم در سال گذشته، یعنی سال ۹۱ ،
وضعیت روحی و روانی جامعه ضعیف شده است و باالخره به اصطالح افرادی از قبیل
خود من، تمام احزاب و گروهها از اینکه مردم به صورت گسترده پای صندوقهای
رای بیایند مایوس هستند … در چنین فضایی بود که من به این نتیجه رسیدم به عرصه این
انتخابات بیایم و حرفهای مثبت بزنم و با این کار انرژی مثبت به جامعه تزریق کنم.«
غرضی رأی خود را ۵۵ میلیونی دانست و گفت این رأی را به پشتوانه شعاری کسب
خواهد کرد که برای دولت آینده خود انتخاب کرده است. اودر این باره گفت: »به من

۱۰۹ نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری

گفتند چقدر رأی دارید؟ گفتم ۵۵ میلیون؛ پشتوانهام برای کسب کل آرا شعاری است
که برای دولت آینده خود انتخاب کردهام و با شعار »دولت ضدتورم« میخواهم دست
دولتهای صد سال گذشته را از جیب مردم کوتاه کنم.«
او سیاست خارجی را »انعکاس سیاست داخلی« دانست و گفت اگر در سیاست
داخلی مشکالت فراوانی وجود داشته باشد، نگاه خارجیها به ایران نیز شبیهنگاه بهیک
»آدم ورشکسته« خواهد بود. او در عین حال گفت که مذاکره با آمریکا را به صالح
نمیداند اما در حوزه منطقه و جهان حاضر به »تعامل« با این کشور است. او در این باره
گفت: »ملت ما تعامل میکند، ولی زیر بار زور نمیرود و آمریکا باید بداند با این فشاری
که به ملت وارد میکند نمیتواند امتیازی به دست آورد.«
غرضی در مناظرههای انتخاباتی نظام خدمت سربازی اجباری در ایران را به شدت
نقد کرد و بر رضاشاه پهلوی لعنت فرستاد که مفهوم »سربازی اجباری« را وارد ایران
کرد. او سربازی اجباری را عامل اتالف وقت جوانان ایرانی دانست. غرضی همچنین
رویکرد فعلی آموزش و پرورش در ایران را ملهم از رویکرد »رضاخانی« به آموزش و
پرورش دانست و با بیان اینکه فرهنگ آموزشی فعلی فرهنگی محفوظاتپرور است و
مهارتمحور نیست، خواستارتغییراساسی دراین رویکرد شد.
محمد غرضی در برنامههای انتخاباتی خود همچنین خواستار »نفی تمرکزگرایی« شد
وازانتخاب استانداران از سوی خودمردمهراستان دفاع کرد. او این پیشنهاد خود را در
راستای ایده خود مبنی بر »توسعه جمهوریت« مطرح کرد. غرضی از اینکه این پیشنهاد
او با استقبال روبرو نشده است نیز انتقاد کرد. در راستای این پیشنهاد بود که او در یک
ایده عجیب از تبدیل تهران به شش استان مستقل سخن گفت.
حسن فریدون – که بعدها نام خود را به حسن روحانی تغییر داد – در ۲۱ آبان ۱۳۲۷
در شهر سرخه استان سمنان به دنیا آمد. پس از پایان دوره دبستان به حوزه علمیه سمنان
رفت. سیزده ساله بود که برای ادامهتحصیل بهقم رفت. لیسانس حقوق از دانشگاه تهران
گرفت و کارشناسیارشد و دکتری حقوق را در دانشگاه کلدونیان گالسکو به پایان
رساند. او در سال ۱۳۴۷ با صاحبه عربی ازدواج کرد و سهدخترودوپسردارند.

حسن روحانی در اردیبهشت سال ۵۷ برای ادامه تحصیل از ایران خارج میشود و
در مهر ۵۷ به آیتاهلل خمینی در فرانسه میپیوندد. با وقوع انقالب روحانی در ابتدا در
مجلس شورای اسالمی فعالیت میکرد و نماینده مردم در دورههای اول تا پنجم مجلس
شورای اسالمی بود. او نایب رئیس اول مجلس )در دورههای چهارم و پنجم( و رئیس
کمیسیونهای دفاع )دورههای اول و دوم( و سیاست خارجی )دورههای چهارم و پنجم(
بود. عضویت و ریاست شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۲
نیز از دیگر مسئولیتهای وی در دوران پس ازانقالب بوده است.
از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ ،ریاست قرارگاه مرکزی خاتماالنبیا را بر عهده گرفت و از
همان سال )۱۳۶۴ )تا پایان جنگ، مسئولیت فرماندهی ستاد کل پدافند هوایی کشور را نیز
عهدهدار بود. روحانی از سال ۱۳۶۸ که »شورای عالی امنیت ملی« کشور تشکیل شد، به
عنوان نماینده آیتاهلل خامنهای وارد شورا شد. او همچنین از سال ۱۳۷۰ از سوی رهبری
جمهوری اسالمی به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.
حسن روحانی در انتخابات میاندورهای سومین دوره مجلس خبرگان رهبری در ۲۹
بهمن ۱۳۷۸ ،از حوزه انتخابیه استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری انتخاب
و در سال ۱۳۸۵ نیز به عنوان نماینده استان تهران به عضویت دوره چهارم این مجلس
برگزیده شد. سمتهای وی در مجلس خبرگان، ریاست کمیسیون سیاسی-اجتماعی این
مجلس )از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ و از ۱۳۹۲ تا کنون( و عضویت هئیت رئیسه و ریاست دفتر
دبیرخانه این مجلس در تهران )از ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ )بوده است.
حسن روحانی که در این دور از انتخابات هم از سوی چهرههای اعتدالگرا و هم
از سوی چهرههای اصالحطلب حمایت میشد، و حتی محمدرضا عارف – به عنوان
چهره اصالحطلب – به توصیه محمد خاتمی به نفع روحانی از انتخابات کناره گرفت،
در سخنان تبلیغاتی خودودر بیان مشی سیاسی خود گفته بود: »من در کل همیشه انسان
اعتدالگرایی بودهام و در رابطههای کاری نیز به این نکته توجه داشتهام به نحوی که از
اول زندگی سیاسی خود با افراطیون کار نمیکردم و مشکل داشتم.« از این رو بود که
او وعده داد در صورت تشکیل دولت هم با »اصولگرایان معتدل« و هم با »اصالحطلبان

۱۱۱ نگاهی به تبلیغات انتخاباتی نامزدها در ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری

معتدل« کار خواهد کرد.
اما روحانی که به عنوان نماد تغییر وارد میدان شده بود، مانند قالیباف قطار وعدههای
خود را بر نقد عملکرد هشت ساله دولت احمدینژاد میراند و در این راه کم نمیگذاشت!
او از جملهدرنقدی آشکاربه سیاستهای اقتصادی دولت احمدینژاد گفت: »کارگران
کارخانههای ما بیکار بودند اما برای کارخانههای چین اشتغال ایجاد کردیم و به دولت
سازندگی و اصالحات ایراد گرفتیم و تهمت زدیم.« او همچنین به وجود تورم گسترده در
کشور اشاره کرد وبا اشاره بهبیاعتنایی دولت احمدینژادبه چشم انداز ۲۰ ساله گفت:
»ما قرار بود در چشمانداز ۲۰ ساله، ۸ درصد رشد اقتصادی داشته باشیم اما در حال حاضر
این رشد به حدود ۳ درصد رسیده است؛ در اینجا این سوال پیش میآید کدام کشور
در منطقه تورم باالی ۳۰ درصد دارد؛ مردم در تهیه مواد غذایی در طول ۱۲ ماه گذشته با
تورم باالی ۴۰ درصد مواجه بودهاند.«
با توجه به چنین فضایی بود که روحانی در یک وعده عجیب قول داد در فرصتی
کوتاه و بلکه ۱۰۰ روزه »تحول اقتصادی« ایجاد کند. او در مقابل دوربین تلویزیون و
خطاببهمردم گفت: »در برنامه مدون من عالوه بر راه حل های ]بلندمدت[ برای رفع این
مشکالت، راه حلهای کوتاهمدت یک ماه و ۱۰۰ روزه برای حل مشکالت و معضالت
اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی پیشبینی شده است که ما میتوانیم در
یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم.« در این راه او یک وعده عجیب دیگر
نیزدادو گفت: »دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار
کنند که اصال به یارانه ۴۵ هزار تومانی نیازی نداشته باشند و به جای اینکه مردم دست
به سوی دولت دراز کنند، دولت دست به سوی مردم دراز کند«.
حسن روحانی که نام دولت خود را »تدبیر و امید« نهاده بود و برای نماد انتخاباتی
خود از »کلید« بهره گرفته بود، در عرصههای فرهنگی و اجتماعی نیز وعدههای قابل
توجهی داد. او از جمله در یک برنامه انتخاباتی صراحتا گفت: »در دولت من آزادی به
معنای واقعی وجود خواهد داشت.« روحانی همچنین قول داد »محیطی امن و آزاد« برای
دانشجویان فراهم خواهد کرد و درباره اهالی سینما نیز دراظهارنظری کمسابقه گفت که

مازیار میر 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *