مهندسی مدل مک کنزی نوشته دکتر مازیار میر

مهندسی مدل مک کنزی

مهندسی مدل مک کنزی نوشته دکتر مازیار میر

McKenzie Model Engineering by Dr. Maziar Mir

.مکینزی اند کامپنی (McKinsey & Company‎) معتبرترین شرکت مشاور مدیریت جهانی است. این شرکت آمریکایی به منظور

ارزیابی تصمیمات مدیریتی در بخش‌های دولتی و خصوصی تحلیل‌های کیفی و کمی انجام می‌دهد و در این میان ۸۰٪ از

ابرشرکت‌های جهان و فهرست گسترده‌ای از دولت‌ها و سازمان‌های ناسودبر را در زمره مشتریان خود دارند. مکنزی به عنوان یکی از

سخت ترین شرکت ها برای ورود و استخدام در سطح جهانی شناخته شده است و شبکه کارمندان سابق مکنزی یکی از ابعاد

منحصربفرد این شرکت است.برای مثال تعداد مدیران ارشد اجرایی شرکت‌های فرچون ۵۰۰ که از کارکنان سابق مکنزی بوده‌اند از هر

شرکت دیگری بیشتر است، فهرستی که مدیر عامل ارشد گوگل ساندار پیچای، مدیر ارشد عملیاتی شریل سندبرگ، مدیر ارشد اجرایی

مورگان استنلی جیمز گورمن، و بسیاری دیگر را در بر می‌گیرد. فایننشال تایمز درآمد مک کینزی در سال ۲۰۱۸ را فرای ۱۰ میلیارد دلار

برآورد کرده‌است.

\"مهندسی

مکنزی دارای ۱۲۷ دفتر در بیش از ۶۰ کشور در تمامی قاره‌های دنیا است.در حال حاضر، دفتر مرکزی این شرکت در مرکز تجارت جهانی

سه در منهتن نیویورک قرار دارد . جیمز مک کینزی شرکت مک کینزی‌اند کمپانی در سال ۱۹۲۶ در شیکاگو تأسیس کرد. مک کینزی تا

پیش از آن استاد حسابداری در مدرسه بازرگانی دانشگاه شیکاگو بود. در سال ۱۹۳۵ این مؤسسه با شرکت ولینگتون‌اند کمپانی ادغام

شد. این ادغام دو سال بیشتر دوام نیاورد و با مرگ مک کینزی در ۱۹۳۷ از هم پاشید. پس از مرگ مک کینزی گی کراکت و دیک فلچر

مدیریت مؤسسه مک کینزی را برعهده گرفتند و آن را به یکی از معتبرترین شرکت‌های مشاوره دهنده جهان تبدیل کردند

 

نشریه فورچون از مک کینزی به عنوان «بهترین سکوی پرش مدیرعامل‌ها» یاد کرده است. بیش از هفتاد درصد از مدیرانی که نامشان وارد فهرست ۵۰۰ نفری فورچون شده است، سابقه کار در مک کینزی را دارند

 

مک کینزی یا McKenzie

ساز و کار و رقابت‌ها

\"McKenzie\"

راجا گوپا یکی از مدیران سابق موسسه مک کینزی، ساختار این موسسه را چنین شرح می‌دهد: 

«مک کینزی از بسیاری از جهات دارای یک ساختار آکادمیک است. ما در این موسسه شرکای ارشدی داریم که بسیار شبیه روسای

دانشکده‌ها عمل می‌کنند. هر کدام از آن‌ها در حوزه وظایف خود نقش رهبر را ایفا می‌کنند. در این موسسه بین ۸۰ تا ۱۰۰ واحد

عملیاتی مستقر است. این واحد‌ها تا حد زیادی مستقل از یکدیگرند و به هیچ وجه یک توالی سلسله مراتبی بین آن‌ها برقرار نیست.

در این موسسه هیچ ساختار منطقه‌ای و زیرمجموعه‌ای نداریم. به همین خاطر همه این واحدهای عملیاتی مستقیماً به مدیریت

موسسه گزارش می‌دهند.

»مک کینزی قانون بسیار سخت گیرانه‌ای هم دارد که به «پیشرفت یا اخراج» (Up or Out) معروف است. به این معنا که مشاوران شاغل در

این موسسه می‌بایست در زمانی که برای آن‌ها مشخص می‌شود در حرفه خود پیشرفت کنند و در غیر این صورت باید مک کینزی را

ترک کنند. اجرای این قانون باعث شده است هر ساله ۲۵ درصد از نیروهای این شرکت تازه وارد باشند.

یکی از نکات جالب و جنجال برانگیز در مورد موسسه مک کینزی این است که سیاست انحصارطلبانه‌ای در پیش نگرفته است و

خدمات مشاوره‌ای خود را به چند شرکت خاص محدود نکرده است. ممکن است تیم‌های مشاوره موسسه مک کینزی همزمان برای

چند شرکت که در یک صنعت رقیب هم هستند، خدمات مشاروه ارائه کنند. این سیاست تاکنون به نفع مک کینزی بوده است چرا که

از یک طرف باعث ایجاد رقابت در داخل شرکت مک کینزی و مشاوران این شرکت می‌شود و از طرف دیگر، وقتی یک شرکت از خدمات

و مشاوره‌های مک کینزی استفاده می‌کند، رقبای آن شرکت هم برای اینکه از آن عقب نمانند، به سراغ مک کینزی می‌روند.

در سطح جهان سه شرکت در زمینه ارائه خدمات مشاوره مدیریتی با هم رقابت می‌کنند و هر ساله تلاش می‌کنند بر‌ترین استعدادهای

دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی در این زمینه را جذب کنند: شرکت مک کینزی‌اند کمپانی، شرکت «بین‌اند کمپانی» (Bain &

Company) و گروه مشاوره بوستون (BCG). در صنعت مدیریت از این سه شرکت اختصاراً با عنوان MMB یاد می‌شود. گرچه این

شرکت‌ها در همه حوزه‌های مدیریتی و بخش‌های جغرافیایی جهان با هم رقابت می‌کنند، اما هر کدام توانمندی‌ها و سوابق منحصر به

فرد خود را دارند و همین توانمندی‌ها و سوابق برای آن‌ها مزیت‌های رقابتی به وجود آورده که به بقای آن‌ها در این بازار کمک می‌کند.

مک کینزی؛ سکوی پرشی برای مدیر عامل‌ها

مک کینزی توانسته است بیش از هر شرکت دیگر مدیرعامل تربیت کند. نشریه فورچون از مک کینزی به عنوان «بهترین سکوی پرش

مدیرعامل‌ها» یاد کرده است. بیش از هفتاد درصد از مدیرانی که نامشان وارد فهرست ۵۰۰ نفری فورچون شده است، سابقه کار در

مک کینزی را دارند.

برخی از مهمترین آن‌ها ظرف ده سال گذشته به شرح زیر هستند:

 

  • استفن گرین، رئیس شرکت اچ سی بی‌سی
  • جیمز مک نرنی، رئیس و مدیر عامل شرکت بوئینگ
  •  هلموت پانک، رئیس سابق شرکت خودروسازی بی‌ام و
  •  جیمز  گورمان، رئیس و مدیرعامل موسسه مورگان استنلی
  •   لوئیس گرستنر، رئیس و مدیرعامل سابق آی بی‌ام و رئیس سابق کارلیل گروپ

 

چگونه از مدل 7s استفاده بهینه بنمائیم.

 

این مدل بر اساس این تئوری که برای عملکرد خوب یک سازمان بایستی این هفت عامل به درستی عمل کنند و به طور مرتب تقویت

شوند، استوار است. بنابراین این مدل نشان خواهد داد که برای بهبود عملکرد شرکت نیاز به تغییر و ایجاد پیشرفت در کدام عامل

هستیم.

اما برای ارزیابی جایگاه سازمان در هر کدام از این هفت عامل مهم پرسش های زیر به ما کمک خواهند کرد. چک لیست زیر می تواند

یکی از ابزار های اساسی برای هر شرکت یا موسسه ای  باشد.

 

استراتژیاستراتژی ما چیست؟
ما چگونه می خواهیم به اهدافمان برسیم؟
ما چگونه بافشارهای رقابت برخورد خواهیم کرد؟
استراتژی ما چگونه خود را با تغییرات محیطی تطابق می دهد؟
ساختارسازمان و تیم های کاری چگونه تقسیم بندی شده اند؟
سلسله مراتب در سازمان چگونه است؟
بخش های مختلف سازمان چگونه کارها را با یکدگیر هماهنگ و به انجام می رسانند؟
تصمیم گیری در سازمان متمرکز است؟ آیا گونه ی فعلی تصمیم گیری، همان چیزی است که شرکت را به اهدافش می رساند؟
خطوط ارتباطی بین کارکنان و بخش های مختلف کدامند؟
سیستمسیستم هایی که در سازمان وجود دارند، اعم از سیستم های منابع انسانی، سیستم های مالی، سیستم های انبار و … چگونه فعالیت می کنند؟
مراکز کنترل کجا هستند و چگونه ارزیابی می شوند؟
ارزش های مشترکارزش های محوری در شرکت چیست؟
فرهنگ حاکم بر تیم های کاری کدامند؟
ارزش ها در سازمان چه میزان اهمیت دارند؟
ارزش های بنیادی که شرکت بر اساس آن بنا نهاده شده است کدامند؟
شیوه و سبکمدیریت و رهبری چگونه در اجرای کارها شرکت می کند؟
سبک رهبری موجود تا چه میزان موثر است؟
آیا بین کارکنان رقابت وجود دارد؟
آیا تیم ها و گروه های واقعی در شرکت وجو دارند یا تنها گروه های اسمی وجود دارند؟
کارکنانچه موقعیت ها یا تخصص هایی در تیم ها وجود دارند؟
چه موقعیت های شغلی در شرکت خالی هستند؟
مهارت هادر کدام مهمارت شرکت ما قوی تر است؟
آیا جای خالی مهارتی احساس می شوند؟
شرکت ما برای انجام چه کاری معروف و شناخته شده است؟
آیا با تکیه بر مهارت های فعلی کارکنان می توان کارهای شرکت را انجام داد؟
مهارت ها چگونه پایش و ارزیابی می شوند؟

با استفاده از این مدل دو ماتریس مربعی تشکیل می دهیم

ماتریس اول به ماتریس وضعیت فعلی و ماتریس دوم به ماتریس وضعیت آینده معروف هستند.

این  دوماتریس مربعی باطی قدم های زیر تکمیل کنید تا از اصل 7s مک کینزی در کسب و کار خود بهره برده باشید:

ابتدا با ارزش های مشترک شروع کنید: آیا این ارزش های وجودی در شرکت با ساختار، استراتژی و سیستم موجود هماهنگی دارد؟ اگر ندارد برای ایجاد این همسانی باید چه تغییری را ایجاد کرد؟

سپس به عناصر سخت افزاری نگاه کنید، هرکدام از این عوامل دیگری را حمایت می کند، تا چه میزان، اگر نه، برای ایجاد این پشتیبانی باید چه تغییری ایجاد کرد؟

اکنون نوبت به عناصر نرم افزاری رسیده است، آیا این عناصر از سخت افزارهای سازمانی پشتیبانی می کنند؟

و در پایان شما باید این مراحل را پس از هر بار تغییر تکرار کنید ، فرآیند زمان بری که شما ره به یک نقطه ی مطلوب بین این هفت عامل خواهد رساند.

مازیار میر 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *