تکنیک ها و ترفندهای انتخاباتی ویلیام هیل تامسون و مناظره دو موش

تکنیک ها و ترفندهای انتخاباتی ویلیام هیل تامسون و مناظره دو موش

\"تکنیک

تکنیک ها و ترفندهای انتخاباتی ویلیام هیل تامسون

تکنیک ها و ترفندهای انتخاباتی

تکنیک ها و ترفندهای انتخابات

 

 

 

سیاست و ديپلماسي درطول تاریخ ان است که در را ببند و از پنجره برو و بیا مازیار میر

 

به عنوان یک مشاور ارشد انتخاباتی به شدت معتقدم وحدت رویه های موجود در امر انتخابات کاملا قابل بازیابی و مورد کاوی است.

برنامه انتخابات، تبلیغات رسانه ای، میتینگ های انتخاباتی و دیدار با تعداد بیشتر و زیادتری از رای دهندگان و غیره از جمله فعالیت های

سنتی و رایجی است که هر نامزد انتخاباتی دست به آن می زند. شاید مدل ایرانی آن رفتن به مراسم ختم و عقد و عروسی ها و

میتینگها می تواند ارزیابی شود….

اما در این بین هستند، نامزدهایی که تصمیم گرفتند، اصول بازی را کاملا تغییر دهند و به شیوه ای دیگر وارد عرصه شوند و به همین

دلیل دست به اقدامات عجیب و غیر معمولی برای جلب توجه رای دهندگان و افکار عمومی زدند تا رای بیشتری به دست بیاورند.

آنچه در ادامه می آید، نگاهی به مهمترین این اقدامات و رفتارهای حرفه ای برای کاندیداهای انتخاباتی است چیزی که در انتخابات

مجلس شورای اسلامی 1402 قابل انجام و کاملا عملیاتی است در ادامه به اختصار این موارد را ارائه می نمائیم :

 

ویلیام هیل تامسون و مناظره دو موش

 

بالطبع پیروز شدن در انتخابات شهرداری در شهری مانند شهر «الینو»ی آمریکا که عاقبت چهار شهردارش افتادن به زندان و حبس بود،

بسیار آسان است. چون شیکاگو بزرگ ترین شهر این ایالت به دلیل میزان و حجم فساد حاکم بر آن، به شهر ابری معروف بود.

تامسون یکی از شهرداران شیکاگو بود که لقب بدترین شهردار تاریخ آمریکا را به خود اختصاص داد، کسی که از دوستان نزدیک «ال

کاپون»، سرکرده یکی از معروف ترین باندهای وقت آمریکا به شمار می آمد و خود تامسون نامش را «داس بزرگ» گذاشته بود.

وی در دوره شهرداریش از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳ میلادی همیشه لباس کابوها را تن می کرد و پس از ۸ سال اداره شهر به شکل بسیار

مفتضحی منصب خود را ترک کرد. اما هنگامی که انتخابات سال ۱۹۲۷ از راه رسید، تامسون تصمیم گرفت، بار دیگر تصمیم به شرکت در

انتخابات گرفت، اما نیاز به ترفندی داشت تا اعتبار سیاسی خود را باز گرداند، به همین دلیل تصمیم گرفت، نگاه مردم را با راه انداختن

آتش بازی بزرگی در شهر جلب کند.

 

همیشه عاقلانه است که به جلو نگاه کنی، ولی دشوار است که بیشتر از چیزی که می بینی را نگاه کنی.

من آدم خوشبینی هستم؛ فكر نمی كنم اگر جز این باشم، حال و روز ام بهتر از این باشد. وینستون چرچیل

 

 

اما این برنامه آن چیزی نبود که نگاه مردم را به خود جلب کند. بنابراین تامسون به ترفند دیگری متوسل شد. وی در ششم آوریل ۱۹۶۲،

هشت روز پیش از آنکه حزب جمهوری خواه آمریکا نامزد خود در انتخابات شهرداری شهر شیکاگو معرفی کند، تامسون مناظره ای

سیاسی ترتیب داد.

وی در برابر هزاران بیننده درحالی روی سن حاضر شد که در دستش یک قفس بود و در هریک از این قفس ها یک موش و آنها را به

عنوان نامزدهای درحال رقابت برای به دست آوردن منصب شهرداری معرفی کرد.

تامسون چند دقیقه از زبان موش ها مناظره ای انجام داد و سخنانی گفت که اظهارات کاندیداها را به سخره می گرفت. اما این سخنان

در بطن خود معانی و مفاهیم بسیاری داشت، از جمله اینکه وی از عملکرد منفی خود در اداره شهر طی دوره قبلی شهرداریش انتقاد

کرد.

در واقع تامسون از آن مناظره کذایی می خواست این پیام را به مخاطبان خود دهد که از خطاهای گذشته درس گرفته است و در عمل

توانست با قانع کردن افکار عمومی آرا آنها را به دست آورد و پیروز انتخابات سال ۱۹۲۷ شهرداری شیکاگو باشد….

وینستون چرچیل

تمام چیزهای بزرگ ساده هستند

 بسیاری می توانند با یک واژه بیان شوند: آزادی، عدالت، افتخار، وظیفه، بخشش، امید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *