خلاصه کتاب کشتن شوالیه دلیر نوشته هاروکی موراکامی

کتاب کشتن شوالیه دلیر

کتاب کشتن شوالیه دلیر

خلاصه کتاب کشتن شوالیه دلیر نوشته هاروکی موراکامی

 

#مای_پادکست

#مازیارمیر

مای پادکست پادکستی بری تمام فصول

 

my_podkast@

 

کشتن شوالیه دلیر ، killing commendatore یکی دیگر از آثار نویسنده ژاپنی ، هاروکی موراکامی است که در سال ۲۰۱۷ در ژاپن و سال بعد در

آمریکا و انگلستان منتشر شد . از آنجایی که بقیه آثار موراکامی در ایران با استقبال خوبی روبرو شده بودند این اثر هم بلافاصله توسط مترجمین

مختلف به زبان فارسی برگردانده شد . نشر مصدق در دو جلد و با ترجمه خوب و روان خانم فروزنده دولت یاری این کتاب را به صورت دیجیتال و

چاپی راهی بازار کرده است ‌.

 

\"کتاب

خلاصه کتاب کشتن شوالیه دلیر

یک مرد نقاش سی و چند ساله ، خیلی ناگهانی و بی مقدمه از طرف همسرش طرد می شود و به اجبار خانه ای که سالها به تصور خودش با

عشق در آن زندگی کرده است را ترک می کند . او مدتی بی هدف به شهرهای مختلف سفر می کند تا اینکه یکی از دوستانش به او پیشنهاد

می دهد در خانه پدرش که زمانی یکی از نقاشان معروف و صاحب سبک بوده و حالا به بیماری فراموشی دچار شده ساکن شود . این خانه در

منطقه ای کوهستانی و دور دست واقع شده و نزدیکترین همسایه با آن چندین کیلومتر فاصله دارد . نقاش به خاطر سکوت و خلوت کوهستان و

استودیو نقاشی بزرگ و زیبای خانه ، بسیار از این پیشنهاد استقبال می کند و بلافاصله در آنجا ساکن می شود . او امیدوار است با الهام از

طبیعت اطرافش بتواند کاری متفاوت با شغل کسل کننده قبلی اش ، یعنی کشیدن پرتره آدمهای معروف و ثروتمند انجام دهد اما روزها و روزها

می گذرد و او همچنان فقط مقابل بوم نقاشی سفید می نشیند و هیچ ایده ای به ذهنش نمی رسد .

 

 

\"خلاصه

کمی بعد رئیس شرکت سابقش با او تماس میگیرد و خبر می دهد که یکی از افراد ثروتمند در همسایگی محل زندگی اش در کوهستان ، به

شدت اصرار دارد که پرتره اش توسط او نقاشی شود و حاضر است پول بسیار زیادی بابت آن بپردازد . همسایه مرموز می خواهد که با قرار قبلی

در روزهای مشخصی به خانه هنرمند بیاید تا تصویرش را نقاشی کند . نقاش به خاطر فشار مالی این پیشنهاد را می پذیرد . کمی قبل از روز

ملاقات ، او به طور اتفاقی متوجه یکی از تابلوهای صاحبخانه در اتاق زیر شیروانی می شود که ظاهرا عمدا با دقت بسته بندی شده و دور از

چشم همه نگه داشته شده است. او بسته را باز می کند و نقاشی را می بیند که ماجرای کشته شدن یک شوالیه سفید پوش به دست مردی

دیگری را به تصویر می کشد . نکته جالب در این تابلو حضور آدمی است با صورت دراز و عجیب که انگار از دریچه ای درون زمین به منظره این نبرد

نگاه می کند . این اثر هنری شدیدا نقاش جوان را تحت تاثیر قرار می دهد و احساس می کند که انگار کسی از درون آن با او حرف می زند . تا

اینکه یک شب با صدای زنگوله ای از اعماق کوهستان از خواب بیدار می شود …..

 

\"کتاب

 

خلاصه کتاب کشتن شوالیه دلیر

 

چند خط اول کتاب بسیار  بسیار مرموز است و کنجکاوی هر خواننده ای را برای دانستن ادامه ماجرا به شدت تحریک می کند . در بریده ای از آن

می خوانیم:

امروز صبح که از خواب بیدار شدم مرد بی چهره را در مقابلم مشاهده کردم . او بر روی صندلی مقابل کاناپه ای نشسته بود که

من روی آن خوابیده بودم . یک جفت چشم وهم آلود از صورتی که وجود نداشت به من خیره شده بود .

او قد بلند بود ؛ همان لباسی را به تن داشت که در ملاقات قبل پوشیده بود . ؛ یک پالتو تیره رنگ بلند . صورتی که وجود نداشت

را با یک کلاه سیاه لبه دار پوشانده بود .

زمانی که اطمینان یافت بیدار هستم ، با صدایی آرام و بی حالت گفت : اومدم اینجا که یه پرتره از من بکشی . به من قول داده

بودی ، یادت هست ؟

من نیز با صدایی آرام و بی حالت گفتم : بله ؛ یادم هست . نشونه اش هم اینه که یه طلسم کوچولو به شکل پنگوئن بهت دادم

. اما نمی تونم چون کاغذ ندارم .

– بله ، اونم با خودم آوردم .

سپس یک پنگوئن پلاستیکی شبیه آویز تلفن همراه را به من نشان داد . متوجه شدم که دستش بلندتر از حد معمول است . او

سپس پنگوئن را به سمت میز شیشه ای کنار کاناپه انداخت . صدای برخورد خفیف آن را با شیشه میز شنیدم .

– اینو آوردم چون احتمالا بهش احتیاج داری . این پنگوئن کوچولو طلسمیه که از عزیزان تو محافظت می کنه . در عوض بلند شو و

پرتره منو بکش .

مبهوت و سرگشته گفتم : فهمیدم چی می گی . اما تا حالا از فردی که صورت نداره پرتره نکشیدم .

گلویم خشک شده بود .

مرد بی چهره گفت : شنیدم که تو هنرمند برجسته ای هستی و پرتره های خوبی می کشی . هر کاری شروعی داره !

سپس با صدای بلند خندید ، یا شاید من اینطور تصور کردم ، چون صدایی همانند وزش باد در داخل یک غار عمیق و خالی به

گوش رسید .

درباره کتاب  کشتن شوالیه دلیر

هاروکی موراکامی ، در کتاب کشتن شوالیه دلیر خیال و واقعیت را به طرز هنرمندانه ای با هم ترکیب می کند. شخصیت اول داستان خودش را در

موقعیت هایی می بیند که هم می تواند زائیده قوه تخیل خودش باشد و هم واقعیت جدیدی درباره دنیا . تصمیم گیری اینکه کدامیک درست

است به عهده خواننده گذاشته می شود . نکته دیگر استفاده هنرمندانه از کلمات است . علی رغم اینکه ما کتاب را به زبان اصلی نمی خوانیم

اما برگردان کلمات به فارسی باز هم تا حد زیادی منظور نویسنده را به زیبایی منتقل می کنند

سکوت مرا بیدار کرد ! باور کنید که این نیز امکان پذیر است . البته می‌دانم که معمولا یک صدای ناگهانی که سکوت شب را در

هم می‌شکند شما را از خواب بیدار می‌کند، اما گاهی اوقات یک سکوت ناگهانی لابه‌لای هیاهوی بسیار نیز همان تأثیر را دارد و

شما را بیدار می‌کند.

کشتن شوالیه دلیر ، جلد اول

هاروکی موراکامی در خلق رمز و راز در داستان هایش بسیار موفق است و بارها پیش می آید که در این کتاب انتظار یک حادثه خارق العاده را می

کشید ، اما به نظر من جواب هایش به معماها چندان راضی کننده نیست و مسائلی خیلی هیجان انگیز ممکن است با دلایلی پیش پا افتاده

آنطور که باید عطش خواننده را برطرف نکنند . با این حال کتاب کشش لازم را دارد و تقریبا تمام کسانی که جلد اول را می خوانند …

 

مای پادکست – my_podkast

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *