Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/h235015/domains/wikibazaryabi.ir/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/h235015/domains/wikibazaryabi.ir/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/h235015/domains/wikibazaryabi.ir/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/h235015/domains/wikibazaryabi.ir/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39
کتاب افسانه سیزیف نوشته آلبرکامو | ویکی بازاریابی

کتاب افسانه سیزیف نوشته آلبرکامو


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/h235015/domains/wikibazaryabi.ir/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

کتاب افسانه سیزیف نوشته آلبرکامو

افسانه سیزیف یک مقاله فلسفی از آلبر کامو است. نسخه فرانسوی آن در سال ۱۹۴۲ با نام Le Mythe de Sisyphe منتشر گردید.

افسانه سیزیف
\"Le

Cover of the first edition
نویسنده(ها) آلبر کامو
عنوان اصلی Le Mythe de Sisyphe
برگرداننده(ها) Justin O\’Brien
کشور France
زبان French
موضوع(ها) ابسوردیسم، پوچ‌انگاری
انتشار
  • ۱۹۴۲ (انتشارات گالیمار، in French)
  • 1955 (Hamish Hamilton, in English)
گونه رسانه Print
شابک شابک ‎۰−۶۷۹−۷۳۳۷۳−۶

\"\"

سیزیف اثر تیتیان، ۱۵۴۹

در این مقاله آلبر کامو برای اولین بار واژه ابزورد را به کار می‌برد که بعدها الهام بخش گونه‌ای از تئاتر به نام تئاتر پوچی گردید که مارتین اسلین در کتابی به همین نام به توضیح آن پرداخته‌است.

سیزیف در اساطیر یونان بخاطر فاش کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله یک کوه حمل کند، اما همین که به قله می‌رسد، سنگ به پایین می‌غلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد.کامو می‌گوید پیروزی وی در آگاهی است.

فصل اول

یک تعقل پوچ

کامو در این فصل می‌گوید تنها یک مسئله مهم فلسفی موجود است و آن خودکشی است. اینکه آیا زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستنش نمی‌ارزد. فهمیدن این که این جهان پوچ است کار سختی نیست اما آیا این پوچی ما را به خودکشی رهنمون می‌سازد؟

فصل دوم

انسان پوچ

در این فصل، کامو مواردی از زندگی ابزورد را معرفی می‌کند. اولین موردی که وی اشاره می‌کند دن خوان، اغواگر سریالی زنان است که تا جایی که می‌تواند زندگی پرشور و شهوت‌انگیزی دارد. «هیچ عشقی اصیل نیست، مگر عشقی که کوتاه مدت و استثنایی باشد».

مثال بعدی، در مورد بازیگری است که زندگی‌های کوتاه را برای کسب افتخارهای بیشمار نمایش می‌دهد.

مورد آخر و سوم کامو، «فاتح» است. دلاوری که تمام وعده‌های جاودانگی در تاریخ بشریت را فراموش می‌کند. او عمل را بر تأمل ترجیح می‌دهد. با آگاهی از این واقعیت که هیچ چیز دوام ندارد و هیچ پیروزی ای همیشگی نیست.

فصل سوم

خلقت پوچ

در اینجا کامو هنرمند یا خالق ابزورد را وا می‌کاود. از آنجاییکه توضیح ناممکن است، هنر ابزورد محدود به شرحی از تجارب فراوان در جهان است. «اگر دنیا واضح و آشکار بود، دیگر هنری وجود نداشت». همچنین خلقت ابزورد باید مانع از قضاوت و داوری و همچنین سایه ای حتی جزئی از امید بشود.

او سپس به تحلیل کارهای داستایفسکی، ازجمله ، \’\’دفتر یادداشت روزانهٔ یک نویسنده\’\’ ، «جن زدگان»، و «برادران کارامازف» می‌پردازد. همهٔ اینها آغازی ابزورد دارند و دو مورد اول به خودکشی فلسفی می‌پردازد. هرچند کتاب خاطرات و رمان آخر او، برادران کارامازف، در نهایت راهی به امید می‌گشایند و در حقیقت نمی‌توان آنها را آفرینشهایی ابزورد تلقی کرد.

فصل چهارم

افسانه سیزیف

در این بخش کامو ضمن تعریف داستان سیزیف، به توضیحاتی دربارهٔ ارتباط این داستان و زندگی انسان در این جهان می‌پردازد. وی سیزیف را قهرمان پوچ می‌نامد و می‌گوید هنگامی که سنگ سقوط می‌کند و سیزیف لحظه‌ای درنگ می‌کند و بر می‌گردد، این لحظه‌است که مرا به سیزیف علاقه‌مند می‌کند زیرا وی به شکنجه خویش و پوچ بودن است……

بانگاهى به کتاب «افسانه سیزیف» نوشته آلبر کامو

معنا دادن به معناباختگى

پاتریس مورسو

بخش اول

«این دنیا منطقى نیست؛ من که از اول مزه آن را چشیده ام، حس مى کنم تا پایان نیز این گونه خواهد بود.»
آلبرکامو، سوءتفاهم
بعضى ها فکر مى کنند نوشتن از شکسپیر و آثارش کار بیهوده اى است و دلیل این استدلال را گذشتن چند قرن از مرگ شکسپیر عنوان مى کنند.
مى توانید به جاى شکسپیر، جویس، پروست، سارتر و آلبر کامو را بگذارید. آیا واقعاً عصر این آدم ها پایان یافته است؟ آیا گفتن و نوشتن از این نویسندگان کار بیهوده و احمقانه اى است؟ «کارلوس فوئنتس» در یکى از نوشته هایش گفته است: «هیچ اثر هنرى نیست که پدر و مادرى نداشته باشد و متاثر از دیگر آثار هنرى نباشد.» شاید این استدلال ما را در گفتن و نوشتن از نویسندگانى که بدون شک (و به نوعى) پدر و مادر همه نویسندگان حال حاضر بوده اند یارى کند. (در این مورد مى توانید به مقاله بارگاس یوسا در مورد سارتر و کامو مراجعه کنید یا به جمله اى از مارکز که در مورد کتاب «مرگ خوش» کامو نوشته بود: «کاش این کتاب را من مى نوشتم.») با این تفاصیل فکر مى کنم نوشتن از آلبر کامو هنوز هم دیر نیست،  چرا که او بن مایه فکرى بسیارى از نویسندگان اواخر قرن بیستم بوده است. درست مثل سارتر و دیگرانى که از آنها نام برده شد. یادمان نرود که نویسنده اى مثل «جویس» مى خواست «سیصد سال منتقدان را به خود مشغول کند.» آیا دلیلى وجود دارد که کامو این کار را نکرده باشد؟ «افسانه سیزیف» کتابى است در باب پوچى، مفهومى که همه انسان ها در همه اعصار با آن دست به گریبان بوده اند. سیزیف از طرف خدایان یونانى محکوم مى شود تا سنگ بزرگ و گردى را بالاى قله کوهى ببرد. هر بار این سنگ از سراشیبى طرف دیگر قله دوباره به پایین مى غلتد و این کار بارها و بارها تکرار مى شود. کامو با این داستان به سراغ مفهوم اساسى زندگى بشر مى رود. مفهومى که همه نویسندگان و روشنفکران با آن درگیر بوده اند: شوپنهاور، کافکا، نیچه و… که این خود دلیلى محکم در جهان شمول بودن این اثر (افسانه سیزیف) به شمار مى رود. مى توان اندیشه هاى کامو را متناسب با این اثر در چند مولفه مورد بررسى و کنکاش قرار داد:
الف- کامو، پوچ گرایى، عصیان: علاوه بر افسانه سیزیف همه آثار کامو با پوچى سروکار دارد. اما در این اثر وضع به گونه اى دیگر است و به تحلیل و نقد مفهوم پوچى پرداخته و زوایاى پنهان آن را آشکار مى کند. روزگارى نیچه بر این عقیده بود که کار فیلسوف مانند کسى است که با چراغى در دست به روشنى مفاهیمى مى پردازد که با آن روبه رو است و تا آن را روشن نکند، دست از آن نمى کشد. فیلسوف هر چند اتهامى است که کامو همواره در پى رد آن بوده، اما در کتاب افسانه سیزیف در هیئت یک نویسنده (البته نه فیلسوف) به تجزیه و تحلیل پوچى مى پردازد.
از نظر کامو پوچى مفهومى نیست که آدمى را از پاى درآورد، بلکه مفهومى است که مى توان به آن معنایى خاص داد. او معتقد است هر چند سیزیف دست به کار بیهوده اى مى زند اما ممکن است در روند بالا و پایین آمدن آن جسم گرد اتفاقى بیفتد که به زندگى معنا بخشد.
کامو پیوسته در پى کسب معنا است، چه در کتاب هایش و چه توجیه فلسفه پوچى در سخنرانى هایش در مقام یک سخنران. از نظر او «تنها یک مشکل به راستى جدى وجود دارد و آن هم خودکشى است.» (ص۱۹) اما فارغ از این جنبه شخصى، او عقیده دیگرى هم دارد و آن درگیر شدن با محیط پیرامون به مثابه یک اعتراض و عصیان است. اگر انسان پوچ به نتیجه برسد که تمامى کردار آدمیان در محیط پیرامون بى معنا است دست به اعتراض و عصیان مى زند و اینجا است که اصل قرار دادن مولفه عصیان در آثار او بیش از پیش جلوه گرى مى کند، عصیانى که در پناه پوچى به دست آمده است. انسان کامو انسانى نیست که بعد از دریافت پوچ از زندگى دست به خودکشى بزند، بلکه دست به طغیان مى زند تا به محیط پیرامونى معنا بخشد و یا به عبارت ساده تر به معناباختگى خود معنا دهد. رویکرد کامو به این مبحث رویکردى اجتماعى است (عصیان) نه فردى (خودکشى). اگر فرد به بى معنایى زندگى پى برد دست به کار شخصى نمى زند بلکه به تجزیه و تحلیل آثار اجتماعى آن دست زده و بعد از درک فاجعه اى عمیق تر (پوچى اجتماعى) دست به کار مى شود، براى معنا بخشیدن به معناباختگى.
این برداشت و تلقى کمابیش در آثار دیگر او نیز دیده مى شود. آیا «پاتریس مورسو»ى رمان بیگانه با آن بى تفاوتى ها و بى خیالى هایش در حال عصیان علیه محیط پیرامون خود نیست؟ آیا «ژان» نمایشنامه سوءتفاهم با عدم معرفى درست خود به مادر و خواهرش دست به خودکشى متعال نزده است؟ آیا او این گونه از جامعه انتقام نمى گیرد؟ آیا «مورسوى» رمان مرگ خوش به طور غیرمتعارف از اجتماع خود انتقام نمى گیرد تا به نوعى با عصیان به زندگى پوچ خود معنایى تازه داده باشد؟ «ژان باتیست کلمانس» رمان سقوط چه؟
و این گونه است که مى توان میان کامو، پوچى و عصیانى که در پى زایش این تفکر در ذهن او متبادر مى شود ارتباطى تنگاتنگ برقرار کرد.

چه بخواهیم، چه نخواهیم باید کامو را در ردیف نویسندگان گروه «معناباخته» قرار دهیم. نویسندگانى که در پى تبیین یک مسئله اساسى و لاینحل هستند و آن پوچى اساس زندگى آدم ها است.
ب- کامو و کافکا: آیا مى توان پیوندى میان آلبر کامو و فرانتس کافکا برقرار کرد؟ آیا مى توان پارامترهایى را در آثار این دو یافت که نشان از نزدیکى افکارشان داشته باشد؟ پاسخ کاملاً روشن است، نه! هر چند ممکن است کامو مانند کافکا بیندیشد و دنیا را پوچ تصور کند. اما مهمترین قضیه واکنش و برآیند این تفکر در آثار این دو نویسنده است.
کامو در افسانه سیزیف با هزار مثل وبند و تحلیل مى خواهد اثبات کند که جهان پوچ نمى تواند و نباید انسان را به کارهاى احمقانه وادارد. در واقع این تفکر (پوچ گرایى) مى تواند زاینده حرکتى جدى در او باشد؛ حرکتى که در پى معنا است.
از دید کامو پوچى نقطه آغاز است نه پایان. با تفکر پوچى گستره جدیدى از برآیندهاى اجتماعى و فردى به وجود مى آید که همواره در پى مبارزه با مفهوم خود است. در آثار کامو به همان اندازه که پوچى جایگاه ویژه اى دارد تسلیم فاقد جایگاهى خاص است، برخلاف کافکا که با تبیین پوچ گرایى تنها در فکر یک چیز اساسى است و آن خودکشى است. کافکا، برخلاف کامو، پوچى را نقطه پایان همه چیز مى داند، نقطه اى که در آن همه راه ها نه به رم که به انتحار ختم مى شود. با این تفاصیل آیا مى توان میان کامو و کافکا (فارغ از شباهت حرف اول اسمشان) شباهت و قرابتى متصور بود؟
ج _ کامو و تاثیرات فلسفى: همان طور که مى دانیم کامو در رشته فلسفه تحصیل کرده و حتى دانشنامه خود را در باب فلسفه یونان نگاشته است. اما همواره رویگردانى او را از فلسفه زدگى مى توان در تحلیل ها و مقالات کوتاه و بلندش مشاهده کرد. کامو همواره از نظریات مختلف فلسفى استقبال کرده و با مطالعه آن به نوعى پیوندى با آن برقرار کرده است. اما از زمانى که این اندیشه ها تبدیل به «مکتب» مى شوند دست به مخالفت با آن مى زند. به گفته او هر اندیشه زمانى مقدس است که هنوز تبدیل به مکتب نشده باشد (نقل به مضمون). شاید با چنین برداشتى بود که هیچ گاه خود را در ردیف فیلسوفان اگزیستانسیالیست قرار نداد. (هر چند اگر بسیارى به این گفته او اعتنا نکرده باشند.) این رویگردانى از فلسفه اگزیستانسیالیست با همان برداشتى شکل گرفته است که مخالفت او را با مکتب شدن آرا و نظریات فلسفى بیان کرده.
آیا مى توان کامو را در ردیف نویسندگان اگزیستانسیالیست قرار نداد؟ آیا مفاهیمى چون انسان مدارى، پوچى، مقدم بودن وجود بر ماهیت، عصیان و اضطراب که از مولفه هاى اساسى فلسفه اگزیستانسیالیست است و در آثار او به وفور دیده مى شود دلیلى بر صحت این انگ فلسفى نیست؟
سرچشمه افکار کامو از جانب نویسندگان و فیلسوفانى نظیر کى یر که گارد، داستایفسکى، نیچه، هایدگر و حتى سارتر بوده است. براى تبیین این موضوع مى توان کتاب هایى را مثال زد که متناسب با تفکرات این نویسندگان دنیاى در حال مدرن شدن آن روزهاى اروپا را به چالش مى طلبیدند. حتى اسم کتاب هاى منتشر شده آن دوران (نیمه قرن بیستم) که تنها با یک صفت نوشته مى شد خود دلیلى قانع کننده از این تاثیرپذیرى ها است. دلشوره (هایدگر)، تهوع (سارتر)، بیگانه (کامو) و… در یک حکم کلى آبشخور فکرى کامو را مى توان علاوه بر نویسندگانى که نام برده شد به فیلسوفان و اساطیر یونان باستان و نوافلاطونیان نیز تعمیم داد. در صفحات مختلف کتاب افسانه سیزیف مى توان مصادیقى را که نویسنده از فیلسوفانى چون نیچه، کى یر که  گارد (کارل یاسپرس) آورده مشاهده کرد. کامو را باید نویسنده اى فیلسوف نامید نه فیلسوف نویسنده. با این حال رگه هاى فلسفى بى شمارى را مى توان در آثار او دید که در افسانه سیزیف نمودى آشکارتر مى یابد.
د _ کامو و تعهد اجتماعى: سارتر در کتاب ادبیات چیست حیطه ادبیات را حیطه اى متعهدانه مى داند و ورود به عرصه ادبیات را مستلزم رعایت وجوه اجتماعى اى مى داند که دردها و رنج هاى طبقات فرودست جامعه را منعکس مى کند.
حال یک سئوال اساسى مطرح مى شود. آیا تعهد تنها بیان مسائل اجتماع پیرامون است؟ کامو جواب را به خوبى داده است. او با نوشتن از انسان هاى دردمندى (درد درونى) که با پوچى، بیگانگى، تنهایى و اضطراب ناشى از دنیاى مدرن سروکله مى زنند تعهد خود را به ادبیات در درجه اول و محیط پیرامون و انسان هاى بیگانه اثبات کرده است. در اندیشه کامو علاوه بر تعهد اجتماعى تعهد فردى نیز دیده مى شود. به عبارتى نویسنده در کنار تعهد به اجتماع (از دید بیرونى) به تک تک آدم هاى اجتماع (دید درونى) نیز ملتزم است. نوشتن از دردها، رنج ها، تفکرات، معناباختگى ها و… که انسان امروز با آن درگیر است، رسالتى است که کامو آن را بیشتر از وجوه تعهدات اجتماعى دیگر مورد توجه قرار داده است.
بنابراین براى کامو تعهد اجتماعى یعنى تعهد به فردفرد افراد آن اجتماع که نه از گرسنگى که با از خودبیگانگى هایى سروکله مى زنند که از آن در عذاب هستند.
هـ- و…: «همه دنیا به گونه اى طراحى شده است که دائماً سرت رو به بالا باشد، تا هر چیزى را که مى خواهى گدایى کنى…»

 

مازیار میر 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *